آنچه در پی میآید گزارش ماهانه و اجمالی از وضعیت حقوق بشر در ایران در دوره زمانی مرداد ماه ۹۸ است که به همت نهاد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران تهیه شده است، این گزارش با توجه به حجم محدود آن و نیز به دلیل عدم اجازه فعالیت گروههای مستقل مدافع حقوق بشر در ایران نمیتواند بازتاب بینقص وضعیت حقوق بشر در ایران باشد.
پس از انتقال گروهی از زندانیان به سلولهای انفرادی، سحرگاه روز چهارشنبه ۶ شهریورماه ۹۸ دستکم ۸ زندانی که پیشتر از بابت اتهامات مرتبط با “مواد مخدر” و “قتل” به اعدام محکوم شده بودند، در زندان رجایی شهر کرج اعدام شدند.
امان الله بلوچی، روحانی اهل سنت محبوس در زندان زهدان به اعدام و ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شد. این حکم روز جاری به وی ابلاغ شده است. امان الله بلوچی مدرس یکی از مکتب های حوزه علمیه کوه ون سرباز است که در تاریخ ۲۸ آبان ۹۴ توسط ماموران امنیتی بازداشت و با اتهامات امنیتی مواجه شد.
سازمان عفو بینالملل در آستانه ۷ شهریورماه، روز جهانی قربانیان ناپدیدسازی قهری، بیانیه ای منتشر کرده و امتناع مقامات ایرانی از پذیرش مسئولیت اعدام هزاران زندانی دگراندیش را بحرانی خوانده که جامعه جهانی آن را نادیده می گیرد. در این بیانیه با اشاره به رنج خانواده های این قربانیان اعلام شده است که مسئولان ایرانی باید محل دفن اعدام شدگان را افشا کرده و به آنها اجازه بدهند تا بدون محدودیت برای عزیزان خود مراسم یادبود برگزار کنند.
بر اساس گزارش کارگروه تحقیق سازمان ملل درباره ناپدید شدن های قهری یا ناخواسته که اخیراً منتشر شده است، فرزاد کمانگر، شیرین علم هولی، علی حیدریان و فرهاد وکیلی به عنوان ناپدیدشده های قهری شناخته شده اند. بر این اساس مقامات ایرانی موظف هستند که ضمن روشن کردن سرنوشت آنان، در صورت ادعای اجرای حکم اعدام، محل دفن این زندانیان را اعلام کنند. این چهار زندانی سیاسی کرد به همراه مهدی اسلامیان در تاریخ ۱۹ اردیبهشت ماه ۱۳۸۹ در زندان اوین اعدام شده و تاکنون محل دفن آنها به خانواده های شان اعلام نشده است.
سحرگاه روز پنجشنبه ۲۴ مردادماه ۹۸، حکم سه زندانی که پیشتر از بابت اتهام “قتل” به اعدام محکوم شده بودند، در زندان زاهدان اجرا شد. دو زندانی نیز با اخذ مهلت یک ماهه از اولیای دم به بند بازگشتند. این زندانیان روز گذشته جهت اجرای حکم به سلول های انفرادی منتقل شده بودند.
سهیل عربی، زندانی عقیدتی در زندان اوین طی نامه ای تحت عنوان “وقتی که فساد مشروع و قانونی است”، به بیان مشاهدات خود از فساد اداری و مالی در سازوکار زندان می پردازد. او با اشاره به تحولات اخیر زندان پس از قتل علیرضا شیرمحمدعلی، این نکته را یادآور می شود که این تحولات در راستای منفعت عده ای از مسئولان و نهادهای امنیتی صورت گرفته و سیستم مراقبت و تنبیه به کار رفته توسط قوای حاکمه، نه در جهت تربیت و مجازات مجرمان بلکه در راستای تولید مناسباتی است که این زندانی آن را “سرمایه داری رفاقتی” می نامد. به باور نگارنده این مناسبات صرفا رویه ای دیگر از فساد سازمان یافته است که در درون دیوارهای زندان اینگونه متجلی می شود. وی در بخشی از این نامه که نسخه کامل آن در ادامه می آید تاکید می کند: “چرخه ای که خود مولد مجرم و خود کیفر دهنده اوست، خود اختلاف طبقاتی و نابرابری را به وجود میآورد و از هر دو شکل واکنش به این نابرابری نهایت استفاده را میبرد”.