حکم اعدام دو متهم در دیوان عالی کشور تایید شد

شعبه ۴۳ دیوان عالی کشور حکم اعدام دو پسر جوان که به اتهام “زنای به‌ عنف” به مرگ محکوم شده بودند، تائید کرد.

به خواندن ادامه دهید

آیا باید به دین احترام گذاشت!

معمولن وقتی‌ که دین و مذهب را نقد می‌کنیم، عده‌ای از اسلامیون با خشم می‌گویند که: باید به دین و مذهب‌مان احترام بگذارید و نباید واقعیّت‌های دین و باورهای یک میلیارد نفر را نقد و افشاء کنید! نباید بر دین و مذهب‌مان تعرض و مقدسات‌مان را زیرِ سؤال ببرید.
حقیقت این‌ست که اسلامیون از نقد می‌ترسند. ترس و هراس دارند که قدسیّت دین‌شان از بین برود و مردم به دین‌شان شک کنند. ترس دارند که سؤالاتِ زیادی در اذهان مردم شکل بگیرد. چون آن‌ها می‌دانند که اگر دین و مذهب‌شان نقد شود، عدهٔ زیادی از مسلمانان دین‌شان را ترک خواهند کرد.

به خواندن ادامه دهید

سخن بزرگان

پیروی کورکورانه از عقاید و رسم و رسومات گذشتگان این معنی را تداعی نخواهد کرد که آنها زنده‌اند!
بلکه بدان معناست که زنده‌های آن جامعه درواقع مرده‌اند!
 ابن‌خلدون

سخن بزرگان

 در مقایسه با دیگر گونه های انسانیِ پیش از «انسان خردمند»
(Homo sapiens)….توانایی صحبت کردن از خیالات ، منحصر به فردترین ویژگی انسان خردمند است.
نسبتا ساده است که قبول کنیم فقط انسان خردمند است که میتواند راجع به چیزهایی که واقعا وجود ندارند صحبت کند و قبل از صبحانه ، شش چیز غیر ممکن را باور کند،
[اشاره به گفتگوی آلیس و ملکه، در داستان آلیس در سرزمین عجایب که در تایید جرئت خیالپردازی است].
شما هیچوقت نمیتوانید میمونی را متقاعد کنید که در مقابل وعده ی بیشمار موز در بهشت میمون ها پس از مرگ، به شما یک موز بدهد..
اما چرا این مهم است؟
بالاخره قوه ی خیال میتواند به گونه ای خطرناک ، گمراه کننده یا مایه ی حواس پرتی باشد.
بنظر میرسد امکان بقای کسانی که برای یافتن جن و پری یا اسب تک شاخ به جنگل میروند کمتر از کسانی است که به دنبالِ قارچ و گوزن میروند.
اگر به جای نان در آوردن و جنگیدن و عشق بازی ، ساعت ها به درگاه ارواح نگهبانی که وجود ندارند دعا کنیم ، آیا وقت خود را تلف نکرده ایم؟
اما قوه ی خیال نه تنها ما را قادر ساخته است تا چیزهای مختلف را تصور کنیم ،بلکه این توانایی را به ما داده است که این کار را بصورت جمعی انجام دهیم.
یووال هراری

تفاوت  فهم و فهمیدن:

 

برای پرسشگری، ذهن باید فعال باشد. اما باید میان فهم و فهمیدن تفاوت قائل شویم. همه‌ی ما یک فهم‌هایی داریم. همان‌ که همه می‌دانیم، فهم‌های ما است. اما فهم‌ کافی نیست، فهمیدن است که اهمیت دارد. کسی که یک کلمه می‌داند ولی فهمیدن دارد، نسبت به كسى که همه علوم را می‌داند، اما هنر فهمیدن ندارد، برتری دارد.
او یک کلمه می‌داند، اما فهمیدن دارد، به همین دلیل در حرکت است.
فرق بین فهم و فهمیدن آن است که پرسش از فهمیدن می‌آید نه از فهم. پرسش معمولاً در فرهنگ‌های دینی مطلوب نیست.  [از خداوند بازخواست نمی‌شود اما از انسان‌ها بازخواست خواهد شد.]، از کار خدا هیچ نپرس. از کار خدا سر در نمی‌آوری. خدا مسؤول نیست و نمی‌توان از او سؤال کرد، اما همه مردم مسول‌اند و باید پاسخگوی کاری باشند که انجام می‌دهند.