سخن بزرگان

اگر عقيده مخالف، شما را عصباني ميكند، نشانه آن است كه شما ناخودآگاه ميدانيد كه دليل مناسبي براي آنچه فكر مـيكنيـد، نداريـد. اگـر كسي مدعي باشد كه دو بعلاوه دو ميشود پنج، يا اين كه ايسلند در خط استوا قرار دارد، شما به جاي عصباني شدن، احساس دلسوزي ميكنيد، مگر آن كه اطلاعات حساب و جغرافي شما آن قدر كم باشد كه اين حر فها در افكار شما تزلزل ايجاد كند. اغلبِ بحثهاي بسيار تند، آنهايي هستند كه طرفين درباره موضوع مورد بحـث دلايـل كـافي ندارند. شكنجه در الاهيات به كار ميرود، نه در رياضيات؛ زيرا رياضيات با علم سر و كار دارد، اما در الاهيات تنها عقيده وجود دارد. بنابراين هنگامي كه پي ميبريد از تفاوت آرا عصباني هستيد، مراقب باشيد؛ احتمالاً با بررسي بيشتر در خواهيد يافت كه براي باورتان دلايل تضمين كنندهاي نداريد.
برتراند راسل

خدا محصول فرافکنیِ آدمی‌

◾️به گفته‌ٔ فویرباخ، طبیعت سرد است و شیون آدمی را نمی‌شنود. طبیعت بی‌احساس‌ست و درد و رنج آدمی را نمی‌بیند. بنابراین آدمی از طبیعت سرخورده و رویگردان می‌شود و به درون روی می‌آورد، جایی که از قهر قدرت‌های بی‌رحم در امان باشد و گوش شنوایی برای ناله‌های خود بیابد.

به خواندن ادامه دهید

سخن بزرگان

دوستی قدیمی به شما می‌گوید از روزی که فهمیده سرنوشت برای او مقدر کرده که با آنجلینا جولی ازدواج می‌کند، همه چیز برای او تغییر کرده است.
ممکن است بپرسید چرا چنین اعتقادی دارد؟

به خواندن ادامه دهید

سخن بزرگان

آنهایی که نان را فقط سر سفره می‌بینند،
هرگز نمی‌خواهند بدانند چطور پخته می‌شود.
چنین موجوداتی بیشتر ترجیح می‌دهند
خدا را شکر بگزارند
تا نانوا را…
اما کسانی که نان می‌پزند
می‌دانندکه هیچ چیز حرکت نمی‌کند
مگر اینکه به حرکتش آورده باشند
برتولت برشت

سخن بزرگان

یک لیوان آب کدر را با همه ی آلودگی ها و ذرات درونش تجسم کنید.
اگر دائما آبی تمیز را درون این لیوان بریزیم تا محتوای لیوان سرریز شود، بالاخره همه ی آب کثیف از لیوان خارج می شود و آبی که لیوان را پر می کند، کاملا شفاف خواهد بود.
لازم نبود که سعی کنیم از شر آب کثیف لیوان خلاص شویم. فقط بكافى بود آنچه را درست بود جایگزین می کردیم و طولی نمی کشید که آنچه غلط بود، از بین می رفت.
 همین امر درباره ی شیوه ی فکر کردنمان و محتواى ذهنى ما نيز صادق است.
 اگر به داشتن افکار درست و بر خاسته از واقعيت ها عادت کنیم،   آنگاه شناخت و درك ما از واقعيت ها ، جايگزين باورها و افكار منفى خواهند شد و نتيجتا زندگى ما را دگرگون خواهند كرد.
جوئل اوستین
محتواى ذهن

سخن بزرگان

‎اگر شما کاری کنيد که مردم فکر کنند
که دارند فکر می‌کنند،
آن‌ها شما را دوست خواهند داشت.
 اگر شما واقعا مردم را وادار به فکر کردن کنيد
 آن‌ها از شما متنفر خواهند شد‼️
دان مارکوس

تفاوت  فهم و فهمیدن:

 

برای پرسشگری، ذهن باید فعال باشد. اما باید میان فهم و فهمیدن تفاوت قائل شویم. همه‌ی ما یک فهم‌هایی داریم. همان‌ که همه می‌دانیم، فهم‌های ما است. اما فهم‌ کافی نیست، فهمیدن است که اهمیت دارد. کسی که یک کلمه می‌داند ولی فهمیدن دارد، نسبت به كسى که همه علوم را می‌داند، اما هنر فهمیدن ندارد، برتری دارد.
او یک کلمه می‌داند، اما فهمیدن دارد، به همین دلیل در حرکت است.
فرق بین فهم و فهمیدن آن است که پرسش از فهمیدن می‌آید نه از فهم. پرسش معمولاً در فرهنگ‌های دینی مطلوب نیست.  [از خداوند بازخواست نمی‌شود اما از انسان‌ها بازخواست خواهد شد.]، از کار خدا هیچ نپرس. از کار خدا سر در نمی‌آوری. خدا مسؤول نیست و نمی‌توان از او سؤال کرد، اما همه مردم مسول‌اند و باید پاسخگوی کاری باشند که انجام می‌دهند.

سخن بزرگان

 

تصویری که علم به ما ارائه می‌کند، از بعضی جهات ناخوشایند است. چون چیزی که یاد گرفتیم این‌ست که ما ناچیزتر از آن هستیم که تا به حال تصور می‌کردیم. شما می‌توانید ما انسان‌ها، کهکشان‌ها و هرچیزی را که مشاهده می‌کنیم، از کیهان حذف کنید و همه یکسان خواهند بود. ما به حدی ناچیز هستیم که کوپرنیک هیچ‌وقت تصورش را هم نمی‌کرد.

سخن بزرگان

 در جهانِ انسانی، شما شاهدی پیدا خواهید کرد
 که آن‌را طراحی ماهر و نیک‌خواه و
دوست‌داشتنی طرح کرده باشد؟
◾️پس چگونه شما سیه‌روزی، درد و رنج و پلیدی را در زندگیِ انسانی توضیح می‌دهید؟
به پیرامونِ این کائنات بنگرید…
این موجوداتِ زنده را کمی دقیق‌تر نظاره کنید
 که چگونه با یکدیگر دشمنی می‌کنند و به نابودیِ
یکدیگر بر می‌خیزند…
چقدر برای تماشاگر تحقیرآمیز و نفرت‌انگیز است‼️
◾️یک طبیعتِ کور، بدون توجه یا مراقبتِ پدر و مادری، بچه‌های افلیج و ناقص را پس می‌اندازد…
 پس چرا مردم این اعتقادِ نادرست به وجود خدا را
بر مبنای برهانِ طراح می‌پذیرند؟
 به دو علت:
 ◾️آنان این اعتقاد را در اوان کودکی می‌آموزند و
 نیز از طریق اجتماعی شدن که آنان به حفظ آن
ادامه می‌دهند.
خاستگاهِ اعتقاداتِ دینی کدام است؟
◾️خاستگاهِ اعتقاد ترس است. ترس از مرگ همراه با میل به فناناپذیری.
◾️ترس از بسیاری صورت‌های سیه‌روزیِ انسانی.
ریشهٔ دین در احساس‌های انسانی است. جهان بطور ساده بیشتر شبیه یک جانور یا گیاهی است
 تا یک کبریت یا یک دستگاهِ بافندگی و یا یک ساعت.
دیویدهیوم

سخن بزرگان

شرم می‌کنم با ترازوی کودک گرسنه کنار خیابان، سیری‌ام را وزن کنم!
ای کاش یک ماه نیز موظف بودیم از اذان صبح تا غروب آفتاب فقرا را سیر کنیم نه این که گرسنگی و تشنگی کشیده تا فقط رنج آن‌ها را درک نماییم! آری هزاران بار افسوس که دیریست وا مانده‌ایم در ظاهر دین، دهانمان پر شده است از غلظت تلفظ حرف «ض» در کلمه «و لا الضالین» ولی غافل ازآن که خود عمریست در گمراهی به سر می بریم….
به راستی ما به کجا می‌رویم…
حسین پناهی