واژه دین حداقل سه کاربرد متفاوت دارد که مشخص میشوند با:
متن مقدس (تورات، انجیل، قرآن، و…).
فهم و تفسیر مؤمنان در طول تاریخ از متن مقدس خود.
رفتار و تاریخی که مؤمنان براساس فهم و تفسیرشان از متن مقدس آفریدهاند.
وقتی مؤمنان متن مقدس خود را میخوانند و تفسیر میکنند، “یهودیتها”، “مسیحیت ها” و “اسلامها” زاده میشوند. هریک از اینها نیز سه طیف بسیار وسیع “دین سنتگرا”، “دین بنیادگرا” و “دین تجددگرا” را ساخته و اختراع کردهاند.
شايد يكي از اولويتهاي اساسي يك نظام قانوني و سياسي همانا مساوات در برابر قانون و به كنار گذاشتن امتيازاتي است كه يك فرد يا گروهي را از احكام قانوني مستثنئ ميكند، وقتي يك رهبر سياسي را ميبينيم كه قوانيني را براي ملت خود وضع ميكند پس وضع عادلانه اين قوانين ايجاب ميكند كه خود قانون گذار قبل از ديگران از آنها اطاعت كند تا اينكه قانون بر همه مردم بدون هيچ گونه استثنايي اعمال شود ، اما وقتي ميبينيم كه رهبر حكومت و مجري قانون خود را از بعضي احكام اين قانون مستثنئ ميكند و براي خود امتيازاتي را مقرر مي دارد كه بتواند به راحتي از آن احكام سرپيچي نمايد پس اين تجاوزي است آشكار به قانون و اين رهبر ديگر نميتواند در مقام رهبري عادل كه خود را با ملتش برابر نشان ميدهد ظاهر شود بلكه بصورت شخصيتي فراقانوني ظاهر خواهد شد با اين توجيه كه او بالاتر از اين است كه به احكام اين قانون پايبند باشد ، حال تصور كنيد اگر اين قانون را خود او وضع كرده باشد!
آیا به دینی که برده داری را به رسمیت بشناسد و به برده دار اجازه بدهد تا با بردگان خود تماس جنسی برقرار کند باور خواهید داشت؟ اگر پاسخ شما مانند هر انسان, انسان دوست دیگری منفی است، بدانید که شما نیز نمیتوانید باورمند به اسلام باشید. برای کسانی که بدون خواندن قرآن به آن باور دارند شاید این مسئله اندکی باور نکردنی به نظر بیاید ولی این مسئله واقعیت دارد.
اگر اسلام واقعا دیدگاهی منفی نسبت به برده داری داشته است و میخواسته است آن را الغا کند حداقل انتظاری که از موسس، سردمداران و امامان این دین میتوان داشت این است که خود برده دار نبوده باشند