اغلب ازمن پرسيده مي شود چرا اسلام را ترك كردم؟ اين كه اغلب مسلمانان به خود اجازه نمي دهند كه درباره امكان ترك اسلام فكر كنند، خيلي نامعقول بنظر ميرسد. انها ترجيع مي دهند اين گونه فكر كنند كه كساني كه از اسلام بريده اند بوسيله اژانس هاي يهود به انها پول داده شده است. تا اين حقيقت را بپذيرند كه انسان ها ازادي انديشه دارند و بعضي ممكن است فكر كنند كه اسلام دين مورد نظر انها نيست.
کعبه مکان مقدسی بود که پیش از اسلام بت های گوناگونی در آن نگهداری می شد. الله یکی از بت هایی بود که در کنار بت های دیگر که مدینه بودند پرستیده می شد. حرم مکه همانند خانه دیگر خدایان مردم سامی، به صورت مکعب ساخته شده بود از این رو بود که به آن کعبه می گفتند. کعبه لغتی عربی به معنی چهار گوش است. بعضی می گویند لغت کعبه به معنی خانه است و از یک لغت حبشی که به معنی خانه دو طبقه است گرفته شده است اما به نظر نمی رسد که این تعبیر درست باشد. و آنچه از ظاهر کلمه عربی پیداست کعبه به معنی چهارگوش می باشد.
در روزی که نوبت عایشه(برای همخوابی با پیامبر) بود مردم برای پیامبر هدایایی می فرستادند. عایشه گفت: دیگر زنان پیامبر در خانه ام سلمه جمع شدند و گفتند «ای ام سلمه! مردم در روزی که نوبت عایشه است هدایای خود را می فرستند و ما نیز به اندازه ی او هدایای خوب را دوست میداریم. باید به پیامبر خدا بگویی که به مردم دستور دهند هدایای خود را بدون توجه به اینکه نوبت کیست بفرستند.» ام سلمه این را برای پیامبر بازگو کرد و وی از او دور شد. وقتی پیامبر به سوی ام سلمه بازگشت وی دوباره درخواست را تکرار کرد و پیامبر دوباره رفت. بعد از بار سوم پیامبر فرمود: «ای ام! من را با صدمه زدن به عایشه آزار نده، چرا که به خواست الله وحی الهی هرگز در بستر هیچ کدام از شما برای من نیامده به جز وقتی که با عایشه هستم.»
يكي از پرسابقه ترين و مهمترين برهانهاست، و به عقيده ي نگارنده در كنار برهان نظم، مهمترين دلايل اعتقاد بسياري از خداباوران است، و يك سر و گردن بالاتر از ساير برهانها.
یک بار پیامبر به مصلی میرفت که نماز عید فطر را بخواند، او از کنار زنی رد شد و گفت «ای زنان! صدقه بدهید، (این صدقه به او میرسید زیرا او نایب السلطنه خدا روی زمین به شمار میرفت و پول را بین کسانی که رضایت آنها را خواستار بود یا برای نشان دادن سخاوت پخش میکرد) چرا که من دیده ام اکثر کسانی که دچار آتش جهنم هستند از شما (زنان) بودند.» آنها (زنان) گفتند ای رسول الله چرا چنین است؟ او گفت «شما دائما لعنت میفرستید و نسبت به شوهرانتان ناسپاس هستید. من هیچ کسی که به اندازه شما در عقل و دین نقص داشته باشد ندیده ام. یک مرد هوشیار و معقول نیز ممکن است توسط شماها منحرف شود» زنان از او پرسیدند «ای رسول الله، چه نقصانی در عقل و دین ما وجود دارد؟» او گفت «آیا همین که دو شاهده زن برابر یک شاهد مرد هستند کافی نیست؟» زنان پاسخ مثبت دادند. او گفت «این دلیل نقصان عقل آنها است. آیا این درست نیست که زنان در دوران حیض خود نه میتوانند نماز بخوانند نه میتوانند روزه بگیرند؟» زنان پاسخ مثبت دادند. او گفت «این نیز نقصان آنها در دینشان است».
ابی الحسن علی، پسر حسین برقی از عهدالله پسر جبله از معاویه پسر عمار از حسن پسر عبدالله از پدرش از جدش حسن پسر علی ابن ابیطالب نقل کرد که گفت: چند نفر از اهالی دین یهود به خدمت رسول خدا آمده و گفتند: ای محمد! آیا توئی کسی که معتقدی فرستاده ی خدا هستی و همانی که به او وحی میشود، همانگونه که بر موسی پسر عمران وحی میشد؟ پس پیامبر لحظاتی ساکت شد و فرمود: آری!
و محمد بن احمد سنانى، و على بن أحمد بن موسى الدّقّاق روايت كرده اند، كه ابو العبّاس احمد بن يحيى بن زكرّياى قطّان ما را حديث كرد، و گفت كه عبد اللَّه بن حبيب ما را حديث كرد، و گفت: تميم بن بهلول ما را حديث كرد، از پدرش، از ابو الحسن عبدى، از سليمان بن مهران، كه گفت: جعفر بن محمد عليهما السّلام را گفتم: رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله چند حجّ بجاى آورد؟ امام فرمود: بيست حجّ، و در هر حجّ به سرزمين «مأزمين» ميگذشت و پس در آنجا فرود مى آمد و ادرار ميكرد. گفتم اى پسر رسول خدا، چرا در آنجا فرود مى آمد، و ادرار ميكرد؟
گفت: زيرا آنجا محلّى بود كه بتها در آن محلّ مورد عبادت واقع شدند، و آن سنگ كه هبل را از آن تراشيدهاند از آنجا گرفته شده است. من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق،مترجم: على اكبر غفارى، نشر صدوق، چ: اول،1367 ش.ج3،برگ:85.