سخن بزرگان

« انسانگرا بودن یعنی تلاش برای رفتاری نجیبانه بدون انتظار پاداش یا مجازات بعد از مرگ.»
کورت ونه گوت

شرط‌بندی پاسكال (برهان دفع خطر احتمالی)

در سنت اديان ابراهيمي اعتقاد به وجود خداي متشخص انسان‌‌وار، رسالت پيامبران الهي و زندگي پس از مرگ ركن اصلي ايمان شمرده مي‌شود. پيروان اين اديان در طول تاريخ همواره تلاش كرده‌اند تا با اقامه دلايل عقلي، حقانيت (صدق) اين آموزه‌هاي ديني را اثبات و حجت را بر مخالفان (ملحدان و شكاكان) تمام كنند. اما مخالفان (درست يا غلط) معتقدند كه اولاً استدلال‌هاي مومنان خالي از اشكال نيست و ثانياً دلايل، شواهد و قرايني وجود دارند كه اين آموزه‌ها را به‌شدت مورد ترديد قرار مي‌دهند. همين امر مانع ايمان آوردن آنها به وجود خدا و رسالت پيامبران و زندگي پس از مرگ مي‌شود. در چنين فضايي متكلمان و فيلسوفان ديني براي اثبات برتري عقلاني موضع خود در مقايسه با موضع منكران معاد به راهي ميان‌بر متوسل شده‌اند كه شرط‌بندي پاسكال يا برهان دفع خطر احتمالي نام دارد. شكل ساده اين برهان به قرار زير است:

به خواندن ادامه دهید

مطالب خلاف واقع در قرآن

مضمون بسياري از آيات قرآن، با واقعيات مسلم ناسازگاري دارد و بسياري از احکام آن نيز در اثر ناديده گرفتن واقعيات صادر شده است. در اينجا به یک نمونه اشاره مي کنم:

به خواندن ادامه دهید

چرا اسلام را ترك كردم؟

اغلب ازمن پرسيده مي شود چرا اسلام را ترك كردم؟ اين كه اغلب مسلمانان به خود اجازه نمي دهند كه درباره  امكان ترك اسلام فكر كنند، خيلي نامعقول بنظر ميرسد. انها ترجيع مي دهند اين گونه فكر كنند كه كساني كه از اسلام بريده اند بوسيله اژانس هاي يهود به انها پول داده شده است. تا اين حقيقت را بپذيرند كه انسان ها  ازادي انديشه دارند و بعضي ممكن است فكر كنند كه اسلام دين مورد نظر انها نيست.

به خواندن ادامه دهید

استدلالهای ضعیف در قرآن

عده­ای از مفسرانِ قرآن مفاد برهانِ مذکور در آیه را منطبق بر برهان تمانع می­دانند. این تفسیر به دلیلی که در ذیل می­آید (و من آن را می­پذیرم) با مضمون آیه سازگار نیست:

طبق این تفسیر اگر دو خدا وجود داشته باشد، عالم تحقق پیدا نمی­کند، در حالی که طبق آیه­ ی شریفه اگر دو خدا وجود داشته باشد، عالم فاسد می­شود و آشکار است که «موجود شدنِ» عالم غیر از «فاسد شدنِ» آن است. فاسد شدن در جایی است که چیزی موجود باشد و بعد فاسد شود، نه اینکه اساساً موجود نشود.

به خواندن ادامه دهید

آیات جنایی قرآن

قرآن، سوره البقرة (2) آیه 191

وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُم مِّنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَلاَ تُقَاتِلُوهُمْ عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّى يُقَاتِلُوكُمْ فِيهِ فَإِن قَاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ كَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ.

هرجا که آنها را بیابید بکشید و از آنجا که شما را رانده اند، برانیدشان، که فتنه از قتل بدتر است. و در مسجد الحرام با آنها مجنگید مگر آنکه با شما بجنگند. و چون با شما جنگیدند بکشیدشان که  این است پاداش کافران.

قوانین قرآن برای آن دوران بوده است!

بسیاری از سفسطه های اسلامی حول همین محور میگردند، وقتی اسلامگرا از مضحک و مسخره و ضد انسانی بودن بودن افکار و قوانين اسلامی از جمله چيزهایی که در تازينامه ذکر شده اند مانند دست قطع کردن و حجاب و غيره آگاه میشود به این پناه میبرد که خداوند با اعراب به زبان خودشان و بر اساس شرایط جغرافیایی و تاریخی خودشان صحبت کرده است، به عرب آن دوران نمیتوانسته بگوید که بعنوان مثال عرق شتر نجاستخوار حاوی فلان باکتری است، بلکه باید ميگفت که نجس است تا عرب آن دوران به هر بهانه ای که شده از عرق شتر نجاستخوار دوری کند. سخن خداوند برای آن دوران آمده و در هر دورانی باید طبق ارزشها و ضد ارزشها و علم بشری آن دوران آنها را استنباط کرد، بدین مفهوم که خداوند اعراب آن دوران را به اصطلاح «گول میزده است» تا آنها را از بربریت نجات دهد.

به خواندن ادامه دهید

آیا باید به دین احترام گذاشت!

معمولن وقتی‌ که دین و مذهب را نقد می‌کنیم، عده‌ای از اسلامیون با خشم می‌گویند که: باید به دین و مذهب‌مان احترام بگذارید و نباید واقعیّت‌های دین و باورهای یک میلیارد نفر را نقد و افشاء کنید! نباید بر دین و مذهب‌مان تعرض و مقدسات‌مان را زیرِ سؤال ببرید.
حقیقت این‌ست که اسلامیون از نقد می‌ترسند. ترس و هراس دارند که قدسیّت دین‌شان از بین برود و مردم به دین‌شان شک کنند. ترس دارند که سؤالاتِ زیادی در اذهان مردم شکل بگیرد. چون آن‌ها می‌دانند که اگر دین و مذهب‌شان نقد شود، عدهٔ زیادی از مسلمانان دین‌شان را ترک خواهند کرد.

به خواندن ادامه دهید