عبارت Deist بطور معمول به آن دسته از متفکران قرن 17 ام و 18 ام گفته میشود که با مشاهده طبیعت و مطالعه علوم به این نتیجه رسیدند که خدا وجود دارد، اما مذاهب و ادیان را مسخره و زائد دانستند و روابط بین خدا و بشر توسط وحی را نابخردانه انگاشتند. اعتقادات آنان برگرفته از خردگرایی مربوط به دوران خود بود، از این رو از این عبارت دیگر کاربرد چندانی در دوران فعلی ندارد. امروزه از عبارت آزاد اندیش «Freethinker» بجای Deist برای اشاره به این نوع اندیشیدن استفاده میشود.
ایده ای از خدا وجود دارد، و اعتقاد به آن پیش از آنکه بر پایه ی استدلال باشد، بر اساس عوامل غیر عقلیست. خداباوران به دلایل مختلف وجود خدا را قبول می کنند (معمولا از خانواده ی خود ارث می برند) و بعد سعی می کنند برای آن دلایلی پیدا کنند. البته متاسفانه اکثر ما در مورد بیشتر عقایدمان چنین روشی داریم، شما و من. نقص بزرگیست که باید درمان شود، و نیاز به تلاش بسیاری دارد. خداباوران پس از آنکه برای عقیده ی پیش فرض شده ی خود به دنبال دلیل گشتند، برهانهایی تهیه کردند، که در این سایت بررسی شد. این برهانها همگی اشتباه هستند، و هم در این سایت اشتباه آنها نشان داده شده، و هم در سراسر تاریخ، طوری که حتا برخی از خداباوران خود نیز این مطلب را قبول دارند. حال این نکته مطرح می شود، که با ابطال برهانها چه نتیجه ای می گیریم ؟
همهء ما در مراسم عاشورا و یا سقاخانه های قدیم نمادی را دیده ایم که به دست ابوالفضل علمدار معروف است. در این مقاله به ریشه یابی این نماد که از کجا آمده است خواهیم پرداخت.