◾️برهان علیت ابتدا فرض میکند که هر چیزی معلول چیز دیگری است،
ولی آنگاه با بیان این که خدا همان علتالعلل یا علت اول است، (از فرض اولیه تخطی میکند) پس خود را نقض میکند.
هم میگوید که علت نامعلولی وجود ندارد، و هم مدعی است که یک علت نامعلول (یعنی خدا) در کار است.
◾️برهان یاد شده این پرسش را بر میانگیزد:
و علت خدا چیست؟
آن که برهان علیت را باور دارد چه بسا در مقام اعتراض بگوید که منظور قائلان به این برهان آن نیست که هر چیزی علتی دارد،
بلکه مرادشان تنها این است که هر چیزی به استثناء خداوند دارای علتی است.
◾️ولی این حرف وضع را بهتر نمیکند. اگر بناست سلسله علتها و معلولها در جایی به فرجام رسد، چرا باید در خدا متوقف شود؟
مگر خلاف ممکنات است که این سلسله در جایی قبلتر،
با پیدایی خود جهان، پایان پذیرد؟
«نایجل واربرتون| مبنای فلسفه»