شما می توانید درسی به ارسطو بدهید. درسی که همه ی وجودش را به رعشه بیاندازد. ارسطو یک علامه ی دهر بود، عقل کلّی بود برای تمام اعصار. اما شما نه تنها می توانید بیش از او در مورد جهان بدانید، بلکه می توانید فهم عمیق تری از کارکرد همه چیز داشته باشید. این مزیتی است که زندگی پس از نیوتون، داروین، انشتین، پلانک، واتسون، کریک و دیگر دانشمندان پدید آورده است.
این نوشتار از مجموعه ردیه هایی است که بر ادعاهای وجود معجزات علمی در قرآن نوشته شده است، توصیه میشود پیش از خواندن این نوشتار مقدمه را در نوشتاری با فرنام «معجزات علمی قرآن» بخوانید.
حکیم ابوبکر محمد بن زکریای رازی، شیمیدان، فیلسوف و بزرگترین پرشک ایرانی جهان شرق و یکی از پزشکان بزرگ سراسر عصر بشری است. درباره سالروز زایش و مرگ زکریای رازی دیدگاههای گوناگونی وجود دارد، ولی معتبرترین بنمایه ای که به این مورد اشاره کرده، کتاب « فهرست کتابهای رازی» ابوریحان بیرونی است که زایش رازی را در شعبان سال ۲۵۱ هجری (۸۶۵ میلادی) در شهر ری و درگذشت وی را در پنجم شعبان ۳۱۳ هجری قمری ثبت کرده است.
مورخین اسلامی و مولفین مسلمان، از «مقنع» عموماً به زشتی نام برده اند، این امر-با توجه به ماهیت الحادی و ضد اسلامی قیام مقنع البته قابل توجیه میباشد. آنچه مسلم است، اینست که: «مقنع» انسانی انقلابی و متفکری وطن پرست بوده که برای رهائی میهن و ملت خود از اسارت خلفای عرب، علیه دین و دولت اسلامی مبارزه کرد.
واژه سفسطه ارتباط ریشه ای با سوفسطائی (Sophistēs) دارد که خود از ریشه سوفوس (Sophos) مشتق شده است که در زبان یونانی به معنی خرد، دانایی و فرزانگی است. سوفسطائی که معرب سوفیست است نیز کسی است که با دانش و خرد و فرزانگی سر و کار دارد یا بعبارت دیگر سوفیسطائی اسم فاعلی است از همان بن سوفوس. سوفسطائی از نظر لغوی همان معنی را میدهد که از واژه فیلسوف اراده میشود یعنی کسی که به مباحث عقلی میپردازد و تفلسف (Philosophize، فلسفه ورزی) میکند، اما چرا امروزه سوفسطائی یا سوفیست بودن را با فیلسوف بودن یکی نمیدانند؟ این مسئله علتی تاریخی دارد که پیش از طرح آن شایسته است اندکی پیرامون اینکه سوفسطائیان چه کسانی بودند توضیح داده شود.
مغالطات شاخه ای دیرین از منطق است که به بررسی و شناخت خطاهای رایج در استدلال میپردازد. این بخش با هدف گسترش خردگرایی به توضیح و آموزش در مورد برخی از مغالطات منطقی مشهور میپردازد. شناخت مغالطات منطقی میتواند یک شخص را در شناخت درست از نادرست از طریق آشنایی با استدلالنما ها یاری دهد.
این مغلطه همچنین با نامهای Tu quoque (ته، کو کوای) و «دو خطا یک درست را نتیجه میدهند» شناخته میشود. ضرب المثل «دیگ به دیگ میگوید رویت سیاه» نیز در واقع به همین مغلطه اشاره دارد.
مغلطه تعاقب همچنین با نام «علت شمردن امر مقدم» یا در لاتین با نام «Post hoc ergo propter hoc» و خلاصه آن «Post Hoc» شناخته میشود که ترجمه تحت اللفظی آن «پس از این، پس به این علت» میباشد.
پاسخ به این پرسش که «آیا از نظر منطقی امکان پذیر است که جهان علت مُوَجّدی الهی داشته باشد؟» پرتو گیرایی بر فهم مان از سرشت علیّت، منشاء جهان، و برهان های به نفع اَتئیسم خواهد بود.