حدیث: پیامبر کجا وحی میگرفته است؟

در روزی که نوبت عایشه(برای همخوابی با پیامبر) بود مردم برای پیامبر هدایایی می فرستادند. عایشه گفت: دیگر زنان پیامبر در خانه ام سلمه جمع شدند و گفتند «ای ام سلمه! مردم در روزی که نوبت عایشه است هدایای خود را می فرستند و ما نیز به اندازه ی او هدایای خوب را دوست میداریم. باید به پیامبر خدا بگویی که به مردم دستور دهند هدایای خود را بدون توجه به اینکه نوبت کیست بفرستند.» ام سلمه این را برای پیامبر بازگو کرد و وی از او دور شد. وقتی پیامبر به سوی ام سلمه بازگشت وی دوباره درخواست را تکرار کرد و پیامبر دوباره رفت. بعد از بار سوم پیامبر فرمود: «ای ام! من را با صدمه زدن به عایشه آزار نده، چرا که به خواست الله وحی الهی هرگز در بستر هیچ کدام از شما برای من نیامده به جز وقتی که با عایشه هستم.»

بخاری، جلد 5، کتاب 57، شماره 119

حدیث: داستان مرگ پیامبر

محمد پسر مسلم واسطی گفت: حدیث کرد ما را محمد پسر هارون که گفت: خبر داد ما را خالد حذاء از ابی قلابه از عبدالله پسر زید جرمی از ابن عباس که گفت: زمانی که رسول خدا بیمار شد گروهی از اصحاب در نزدش بودند. از میان آنها عمار پسر یاسر برخاست و به او گفت: ای رسول خدا! پدر و مادرم فدایت باد! کدام یک از ما تو را غسل دهیم، اگر پیشامدی شد؟

به خواندن ادامه دهید

جواز کتک زدن مرد از سوی رسول الله

عمر ابن خطاب روایت کرده است:

پیامبر گفت: مرد در مورد اینکه برای چه زنش را کتک زده است پرس جو نمیشود.

سنن ابوداوود کتاب 11 بخش 709، در باب زدن زنان، شماره 2142

حديث: بیشترین جهنمیان از زنان هستند!

یک بار پیامبر به مصلی میرفت که نماز عید فطر را بخواند، او از کنار زنی رد شد و گفت «ای زنان! صدقه بدهید، (این صدقه به او میرسید زیرا او نایب السلطنه خدا روی زمین به شمار میرفت و پول را بین کسانی که رضایت آنها را خواستار بود یا برای نشان دادن سخاوت پخش میکرد) چرا که من دیده ام اکثر کسانی که دچار آتش جهنم هستند از شما (زنان) بودند.» آنها (زنان) گفتند ای رسول الله چرا چنین است؟ او گفت «شما دائما لعنت میفرستید و نسبت به شوهرانتان ناسپاس هستید. من هیچ کسی که به اندازه شما در عقل و دین نقص داشته باشد ندیده ام. یک مرد هوشیار و معقول نیز ممکن است توسط شماها منحرف شود» زنان از او پرسیدند «ای رسول الله، چه نقصانی در عقل و دین ما وجود دارد؟» او گفت «آیا همین که دو شاهده زن برابر یک شاهد مرد هستند کافی نیست؟» زنان پاسخ مثبت دادند. او گفت «این دلیل نقصان عقل آنها است. آیا این درست نیست که زنان در دوران حیض خود نه میتوانند نماز بخوانند نه میتوانند روزه بگیرند؟» زنان پاسخ مثبت دادند. او گفت «این نیز نقصان آنها در دینشان است».

صحیح بخاری پوشینه 1, کتاب 6, شماره 304

حدیث : گفتگو با شماری از یهودیان

ابی الحسن علی، پسر حسین برقی از عهدالله پسر جبله از معاویه پسر عمار از حسن پسر عبدالله از پدرش از جدش حسن پسر علی ابن ابیطالب نقل کرد که گفت: چند نفر از اهالی دین یهود به خدمت رسول خدا آمده و گفتند: ای محمد! آیا توئی کسی که معتقدی فرستاده ی خدا هستی و همانی که به او وحی میشود، همانگونه که بر موسی پسر عمران وحی میشد؟ پس پیامبر لحظاتی ساکت شد و فرمود: آری!

به خواندن ادامه دهید

سهم عبدالله بن سعد بن ابی سرح در نوشتن قرآن

محمد افرادی را بکار گرفته بود تا وحی هایی که بر او «نازل» میشد را ثبت کنند. یکی از این کاتبان عبدالله ابن سعد بن ابی سرح بود. وقتی که سرح وحی ها را مینوشت بسیار پیش می آمد که به محمد پیشنهاد هایی را برای بهبود آیه ها و نگارش آنها به میداد، محمد اغلب اوقات آنها را تایید میکرد و به سرح اجازه میداد که این جملات تغییر یافته را بجای آن چیزهایی که او دیکته کرده بود ثبت کند. سر انجام سرح اسلام را ترک کرد، زیرا دریافت که آنچه محمد میگوید نمیتواند از طرف خدا باشد، بعدها وقتی ماجرای فتح مکه پیش آمد، محمد دستور مرگ سرح را صادر کرد.

به خواندن ادامه دهید

خرد یا ایمان,علم یا وحی؟

 

کوشش خستگی ناپذیر چند صد ساله اروپا برای سازش بین خرد و ایمان و به عبارتی بین علم و وحی به جایی نرسید و در نهایت با پشت سر گذاشتن دوران روشنگری ، وحی به نفع خرد و علم عقب نشینی کرد. بدین ترتیب با جریان سکولاریزم رسما دو حوزه از یکدیگر جدا شد و حوزه عمومی و تنظیم امور انسانی به دست خرد سپرده شد.
با رشد و توسعه علم و تسلط خرد در حوزه شناخت – که بر اساس عنصر شک و تردید به میراث فکری ، فرهنگی – تاریخی خود بود- به کارگیری روش نقد تاریخی در حوزه دین نیز گسترش یافت.به این معنا که برای بررسی علمی پدیده های اجتماعی و تاریخی ، هیچ حوزه ای برای علم مقدس و ابدی فرض نشد. بررسی و نگاهی علمی همراه با نقد تاریخی، نه تنها به فلسفه و تاریخ دین که به تحلیل محتوای متون الهی نیز تسری یافت.

سخن بزرگان

یقینا ذهن نیازمند تغذیه، یعنی مصالح از بیرون است.‌ اما همه‌ی آن‌چه ما می‌خوریم بی‌درنگ وارد اندامگان نمی‌شود، بلکه این تنها پس از هضم رخ می‌دهد، که به موجب آن نیز تنها بخش کوچکی از غذا واقعا جذب می‌شود، و مابقی از دستگاه گوارش عبور می‌کند، طوری که خوردنِ بیش از توانِ هضم بی‌فایده و حتی زیان‌آور است. در مورد آن‌چه می‌خوانیم نیز همین‌طور است؛ مطالعه تنها تا جایی که مصالحِ تفکر را در اختیار ما بگذارد بینش وشناخت به معنای صحیح را افزایش می‌دهد.
جهان همچون اراده و تصور
شوپنهاور