بایگانی برچسبها: مذهب
پاسخ
دين فرزند ترس و اميد است که به نادان از اسرار نامعلوم خبر مى دهد.
«آمبروس بيرس«
ده افسانه و ده حقیقت درباره آتئیسم
نظرسنجی های متعددی نشان میدهد که واژه آتئیسم باعث ننگ فوق العاده ای میشود،طوری که هم اکنون آتئیست بودن تبدیل به مانع تمام عیاری برای اشتغال درحرفه سیاست شده است ،مانعی که بسیار قویتر از سیاه،مسلمان،و یا همجنسگرا بودن است. بنابر نظرسنجی های اخیر« نیوزویک» تنها 37درصد آمریکایی ها به یک آتئیست واجد شرایط برای ریاست جمهوری رای می دهند. آتئیستها اغلب افرادی ناشکیبا، غیراخلاقی، افسرده، نادان، درزمینه زیباییهای طبیعت ودربرابر شواهد ماوراءالطبیعی دگماتیک تصور شده اند.(آمار مربوط به گذشته است)
چطور انسانهایی که به اخلاق، باور دارند دست به شرارت میزنند؟
هیتلر مشروبات الکلی مصرف نمیکرد و سیگار نمیکشید و عاشق موسیقی و نقاشی بود. از آزار دیدن حیوانات ناراحت میشد و برای اولین بار در تاریخ اروپا، قوانین حمایت از حیوانات را وضع کرد. وی حامی محیط زیست و خانواده بود و به زنان احترام میگذاشت. این ویژگیها در کنار کشتارهای وسیع انسان ها، تحت کنترل وی، سردرگم کننده است با این حال، این تضادها در هیتلر خلاصه نمیشود، بیرحمترین شکنجه گران هم چه بسا پدرانی دلسوز باشند و از دیدن زخمی در انگشت فرزندشان ناراحت شوند.
پرسش اصلی این است که چطور انسانهایی که باور قوی به ارزشهای اخلاقی دارند و در سایر بخشهای زندگی دلرحم هستند میتوانند دست به اعمال غیراخلاقی بزنند؟
خدایان
آنچه در ذیل می آید ترجمه صفحه 12-7 کتاب خدایان اثر رابرت جی. اینگرسال است. هدف، آشنایی با این اندیشمند بزرگوار است.
تنها عبادت عدالت است
تنها کشیش عشق است
تنها بردگی نادانی است
تنها خوبی خوشبختی است
زمان شاد بودن اکنون است
جای خوشحالی همینجاست
راه خوشحال شدن ، خوشحال کردن دیگران است
درستکارترین خدا ساخته دست شریف ترین انسان است.
اخلاق بدون دین
تفاوت اخلاق،با دین این است که یک عمل اخلاقی به هر انسانی،چه معتقد به دینی باشد،چه معتقد به دینی نباشد ارزش میدهد،ولی برای دین،اخلاقِ بدون دین بی ارزش است، یعنی اعمال اخلاقی اگر دینی نباشد باطل است،در صورتی که ارزش عمل اخلاقی از هرکسی،از هر طبقه ای،از هر جنسی،از هر ملتی و از هر عقیده و دینی که باشد دارای ارزش می باشد.
دین اخلاق را تصرف کرده و مالک انحصاری آن شده است،(و می گوید من هستم که اخلاق هست)،اخلاق را بایستی از اسارت دینی اش آزاد ساخت.ارزش عمل اخلاقی تابع هیچ دین و ایدئولوژی نیست.آزادی اجتماعی ما بدون آزاد ساختن اخلاق از دین امکان نخواهد داشت،انسان بدون دین میتواند انسان اخلاقی باشد،در خارج از دین اخلاق آزادتر،نیرومندتر و بانشاط تر است،یکی از علل بزرگ عدم پیشرفت اخلاقی یک ملت،همین وابسته بودن اخلاق به دین است،برای اینکه این وابستگی و تابعیت را از بین ببریم،بایستی فقط به «عمل نیک»ارزش بدهیم نه به اعتقاد و ایمان.ارزش دادن به عمل نیک احتیاج به هیچ عقیده دینی ندارد.
ما نعش افکار کهنه و غلطی را به دوش می کشیم و به خود قرن ها قساوت می ورزیم که روزگاری کسان و یا پدران ما به ما گفته اند و درست نبوده است،وظیفه ما نعش کشی افکار و عقاید مرده نیست.
کوچک ترین فکری که مارا به استقلال فکری برانگیزد بر بزرگ ترین فکری که مارا اسیر و عبد خود بسازد ترجیح دارد.هیچ فکر بزرگی نیست که از ما اسارت و عبودیت بطلبد.
پرفسور فقید، زنده یاد منوچهر جمالی
آیا اسلام و مسلمانان هم به دیگران احترام میگذارند؟
از حق که نگذریم، دعوت به احترام در بیشینه موارد دعوت خوبی است، کسی که شما را به احترام دعوت میکند شما را به کاری نیک و بهتر بودن فرا میخواند، به همین دلیل هرگاه کسی از من میخواهد که به چیزی توهین نکنم من درخواست او را جدی میگیرم چون دعوت او، دعوت به نیکیست! اما این دعوت یا صادقانه و خیر خواهانه است یا موزیانه و منافقانه و زیاده خواهانه است. حال دعوت مسلمانان به احترام به مقدسات و اسلام از کدام دسته است؟ آیا مسلمانان میگویند «بیایید به یکدیگر و مقدسات یکدیگر احترام بگذاریم؟» یا میگویند «بیایید به مقدسات ما بدون توجه به اینکه ما به شما و مقدسات شما و دیگران احترام میگذارند احترام بگذارید؟». برای پاسخ به این پرسش باید به رفتار خود مسلمانان نگاه کرد، آیا مسلمانان نیز بطور متقابل به مقدسات دیگران و یا باورهای افراد دیگر احترام میگذارند؟
چرا مسلمانان نگران اهانت شدن به باورهایشان هستند؟
کسی که به محمد رسول الله اهانت کند و با وی به دشمنی بپردازد حکمش از نظر علمای اسلامی مرگ است و خونش حلال است، البته حکم کسی که به امامان، خدا و حتی به فرشته ها نیز توهین کند باید به سرعت کشته شود و پیاده شدن این حکم نیاز به دادگاه و قاضی ندارد، یک مسلمان خود میتواند این حکم را در هر شرایطی پیاده کند و فقها در این مسئله با یکدیگر «اجماع» دارند، ماده 513 قانون مجازات اسلامی ایران در این مورد میگوید:
اگر توهینی مشمول ساب النبی باشد، مجازات آن اعدام است و در این مورد هر که بشنود براو کشتن واجب است و نیازی به اذن امام و رهبر شرعی نیست، مسئله مورد اجماع، فقیهان، و از جرائم غیر قابل گذشت است. و اگر مشمول حکم ساب النبی نباشد، به حبس از یک تا پنج سال محکوم میگردد، و این جرم، بازهم غیر قابل گذشت است و مشمول مادهی (727) نیست.
مقالات
در این قسمت تصمیم گرفتیم به کتب سیره نگاهی بیاندازیم لذا تصمیم گرفتیم به عنوان نمونه از کتاب سیره ابن هشام سن عایشه در هنگام ازدواج با پیامبر اسلام را بیاوریم :
متن_عربی
عَائِشَةَ وتزوج رسول الله عَائِشَةَ بنت ابی بکر الصدیق بمکه وهی بنت سبع سنین وبنی بها بالمدینه وهی بنت تسع سنین.
منبع: السیره النبویه جلد ۴ صفحه ۲۹۱ ناشر: دارالکتب العربی
ترجمه : پیامبر با عایشه دختر ابوبکر در مکه ازدواج کرد در حالی که در آن موقع عایشه هفت ساله بود و در مدینه بر او وارد شد و با او زفاف کرد و در آن هنگام عایشه نه ساله بود.
مقالات
در این قسمت شبهه ای که ای توسط اسلامگرایان برای بالا بردن سن عایشه مطرح می شود را پاسخ می دهیم؛ متن شبهه
در کتاب طبقات ابن سعد آمده است که عایشه قبل از ازدواج با پیامبر دارای نامزد بوده است :
متن_عربی
أَخْبَرَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ نُمَيْرٍ عَنِ الأَجْلَحِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي مُلَيْكَةَ قَالَ: خَطَبَ رَسُولُ اللَّهِ – صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ – عَائِشَةَ إِلَى أَبِي بَكْرٍ الصِّدِّيقِ فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّي كُنْتُ أَعْطَيْتُهَا مُطْعِمًا لابْنِهِ جُبَيْرٍ فَدَعْنِي حَتَّىأَسُلَّهَا مِنْهُمْ. فَاسْتَسَلَّهَا مِنْهُمْ فَطَلَّقَهَا فَتَزَوَّجَهَا رَسُولُ اللَّهِ – صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ.
منبع : الطبقات الكبرى ط العلمية نویسنده : ابن سعد جلد : ۸ صفحه : ۴۷
ترجمه : عبد الله بن أبى ملیكه مىگوید : رسول الله از عایشه دختر ابوبكر خواستگارى كرد، ابو بكر گفت: من عایشه را به جبیر بن مطعم دادهام، اجازه بده تا آنها را منصرف كنم؛ ابوبكر آنها را منصرف كرد و طلاقش را گرفت، سپس پیامبر با او ازدواج كرد.
مقالات
پیشتر اسناد فراوانی را از کتب شیعه و اهل سنت نقل کردیم و ثابت کردیم که پیامبر ۵۴ ساله اسلام کودکی شش ساله را به عقد خود در آورد و زمانی که آن کودک نه ساله بود، با او زفاف کرد که این عمل او لکه ای ننگ در زندگی ایشان بوده است که عده ای از اسلامگرایان در مقابل این عمل پیامبرشان بدون هیچ سند و دلیلی تنها دست به انکار زدند.
طبرانی از علمای بزرگ اهل سنت در کتابش یعنی معجم الکبیر، در خصوص سن عایشه در هنگام ازدواج با پیامبر اسلام چنین نقل می کند :
متن_عربی
40 – حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرِ بْنِ أَعْيَنَ الْبَغْدَادِيُّ، ثنا أَبُو الْأَشْعَثِ أَحْمَدُ بْنُ الْمِقْدَامِ، ثنا زُهَيْرُ بْنُ الْعَلَاءِ الْقَيْسِيُّ، ثنا سَعِيدُ بْنُ أَبِي عَرُوبَةَ، عَنْ قَتَادَةَ، قَالَ: » تَزَوَّجَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَائِشَةَ بِنْتَ أَبِي بَكْرٍ الصِّدِّيقِ وَلَمْ يَنْكِحْ بِكْرًا غَيْرَهَا، وَهِيَ يَوْمَئِذٍ بِنْتُ سِتِّ سِنِينَ، وَقَدْ زَعَمُوا أَنَّ جِبْرِيلَ قَالَ: هَذِهِ امْرَأَتُكَ قَبْلَ أَنْ يَتَزَوَّجَهَا، فَتَزَوَّجَهَا بِمَكَّةَ قَبْلَ الْهِجْرَةِ، وَبَعْدَ وَفَاةِ خَدِيجَةَ، ثُمَّ ابْتَنَى بِهَا بِالْمَدِينَةِ وَهِيَ بِنْتُ تِسْعِ سِنِينَ، وَتُوُفِّيَ عَنْهَا وَهِيَ بِنْتُ ثَمَانِيَ عَشْرَةَ سَنَةً «
41 – حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ عَبْدِ الْعَزِيزِ، وَأَبُو مُسْلِمٍ الْكَشِّيُّ، قَالَا: ثنا حَجَّاجُ بْنُ الْمِنْهَالِ، ثنا حَمَّادُ بْنُ سَلَمَةَ، عَنْ هِشَامِ بْنِ عُرْوَةَ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ عَائِشَةَ، أَنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «أُتِيتُ بِجَارِيَةٍ فِي سَرَقَةٍ مِنْ حَرِيرٍ مِنْ بَعْدِ وَفَاةِ خَدِيجَةَ فَإِذَا هِيَ أَنْتِ» ، فَقُلْتُ: » إِنْ يَكُنْ هَذَا مِنْ عِنْدِ اللهِ يُمْضِهِ، ثُمَّ أُتِيتُ أَيْضًا بِجَارِيَةٍ فِي سَرَقَةٍ مِنْ حَرِيرٍ فَكَشَفْتُهَا فَإِذَا هِيَ أَنْتِ، فَقُلْتُ: إِنْ يَكُنْ هَذَا مِنْ عِنْدِ اللهِ يُمْضِهِ «، قَالَتْ عَائِشَةُ: فَتَزَوَّجَنِي رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مُتَوَفَّى خَدِيجَةَ قَبْلَ مَخْرَجِهِ مِنْ مَكَّةَ وَأَنَا بِنْتُ سَبْعِ سِنِينَ أَوْ سِتِّ سِنِينَ، فَلَمَّا قَدِمْنَا الْمَدِينَةَ جَاءَتْنِي نِسْوَةٌ وَأَنَا أَلْعَبُ عَلَى أُرْجُوحَةٍ وَأَنَا مُجَمَّمَةٌ فَهَيَّأْنَنِي وَصَنَعْنَنِي، ثُمَّ أَتَيْنَ بِي رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَأَنَا بِنْتُ تِسْعِ سِنِينَ.
منبع: المعجم الكبير للطبراني جلد : ۲۳ صفحه : ۱۹
✍در این دو روایت آمده است که عایشه باکره بود و زمانی که پیامبر با او عقد کرد، عایشه شش و یا هفت ساله بود و زمانی که نه ساله بوده پیامبر بر او وارد شد و او را به زفاف برد.