محمد بگونه ای تجاوزگرانه به گروه های متعددی از مردم که در اطرافش بودند حمله کرد. یکی از این گروه ها یهودیان خیبر بودند. محمد باور داشت که خدا به او دستور حمله به خیبر را داده است. بعد از اینکه خیبر فتح شد، یهودیان یا برده مسلمانان شدند، اعدام شدند و یا اینکه اجازه زیستن در آن منطقه به آنها در صورتی که نیمی از در آمد خود را به مسلمانان بدهند داده شد. یکی از وحشیانه ترین اعمال محمد که در این ماجراها میتوان آنرا دید رفتار او با یک زندانی با نام کنانه است. کنانه یکی از رؤسای خیبر بود. محمد از او خواست که مکان اختفای گنجهای رؤسای خیبر را افشا کند. کنانه از انجام اینکار امتناع کرد. محمد دستور داد که تا حد مرگ او را شکنجه کنند، و بعد سر او را از بدنش جدا کنند.