بسیاری از سفسطه های اسلامی حول همین محور میگردند، وقتی اسلامگرا از مضحک و مسخره و ضد انسانی بودن بودن افکار و قوانين اسلامی از جمله چيزهایی که در تازينامه ذکر شده اند مانند دست قطع کردن و حجاب و غيره آگاه میشود به این پناه میبرد که خداوند با اعراب به زبان خودشان و بر اساس شرایط جغرافیایی و تاریخی خودشان صحبت کرده است، به عرب آن دوران نمیتوانسته بگوید که بعنوان مثال عرق شتر نجاستخوار حاوی فلان باکتری است، بلکه باید ميگفت که نجس است تا عرب آن دوران به هر بهانه ای که شده از عرق شتر نجاستخوار دوری کند. سخن خداوند برای آن دوران آمده و در هر دورانی باید طبق ارزشها و ضد ارزشها و علم بشری آن دوران آنها را استنباط کرد، بدین مفهوم که خداوند اعراب آن دوران را به اصطلاح «گول میزده است» تا آنها را از بربریت نجات دهد.