سخن بزرگان

یقینا ذهن نیازمند تغذیه، یعنی مصالح از بیرون است.‌ اما همه‌ی آن‌چه ما می‌خوریم بی‌درنگ وارد اندامگان نمی‌شود، بلکه این تنها پس از هضم رخ می‌دهد، که به موجب آن نیز تنها بخش کوچکی از غذا واقعا جذب می‌شود، و مابقی از دستگاه گوارش عبور می‌کند، طوری که خوردنِ بیش از توانِ هضم بی‌فایده و حتی زیان‌آور است. در مورد آن‌چه می‌خوانیم نیز همین‌طور است؛ مطالعه تنها تا جایی که مصالحِ تفکر را در اختیار ما بگذارد بینش وشناخت به معنای صحیح را افزایش می‌دهد.
جهان همچون اراده و تصور
شوپنهاور

چطور انسانهایی که به اخلاق، باور دارند دست به شرارت می‌زنند؟  

 

 هیتلر مشروبات الکلی مصرف نمیکرد و سیگار نمی‌کشید و عاشق موسیقی و نقاشی بود. از آزار دیدن حیوانات ناراحت می‌شد و برای اولین بار در تاریخ اروپا، قوانین حمایت از حیوانات را وضع کرد. وی حامی محیط زیست و خانواده بود و به زنان احترام میگذاشت. این ویژگی‌ها در کنار کشتارهای وسیع انسان ها، تحت کنترل وی، سردرگم کننده است با این حال، این تضادها در هیتلر خلاصه نمیشود، بی‌رحم‌ترین شکنجه‌ گران هم چه بسا پدرانی دلسوز باشند و از دیدن زخمی در انگشت فرزندشان ناراحت شوند.
پرسش اصلی این است که چطور انسانهایی که باور قوی به ارزشهای اخلاقی دارند و در سایر بخشهای زندگی دل‌رحم هستند می‌توانند دست به اعمال غیراخلاقی بزنند؟

خدایان

آنچه در ذیل می آید ترجمه صفحه 12-7 کتاب خدایان اثر رابرت جی. اینگرسال است. هدف،  آشنایی با این اندیشمند بزرگوار است.

 

تنها عبادت عدالت است
تنها کشیش عشق است
تنها بردگی نادانی است
تنها خوبی خوشبختی است
زمان شاد بودن اکنون است
جای خوشحالی همینجاست
راه خوشحال شدن ، خوشحال کردن دیگران است
درستکارترین خدا ساخته دست شریف ترین انسان است.

اخلاق بدون دین

تفاوت اخلاق،با دین این است که یک عمل اخلاقی به هر انسانی،چه معتقد به دینی باشد،چه معتقد به دینی نباشد ارزش میدهد،ولی برای دین،اخلاقِ بدون دین بی ارزش است، یعنی اعمال اخلاقی اگر دینی نباشد باطل است،در صورتی که ارزش عمل اخلاقی از هرکسی،از هر طبقه ای،از هر جنسی،از هر ملتی و از هر عقیده و دینی که باشد دارای ارزش می باشد.
دین اخلاق را تصرف کرده و مالک انحصاری آن شده است،(و می گوید من هستم که اخلاق هست)،اخلاق را بایستی از اسارت دینی اش آزاد ساخت.ارزش عمل اخلاقی تابع هیچ دین و ایدئولوژی نیست.آزادی اجتماعی ما بدون آزاد ساختن  اخلاق از دین امکان نخواهد داشت،انسان بدون دین میتواند انسان اخلاقی باشد،در خارج از دین اخلاق آزادتر،نیرومندتر و بانشاط تر است،یکی از علل بزرگ عدم پیشرفت اخلاقی یک ملت،همین وابسته بودن اخلاق به دین است،برای اینکه این وابستگی و تابعیت را از بین ببریم،بایستی فقط به «عمل نیک»ارزش بدهیم نه به اعتقاد و ایمان.ارزش دادن به عمل نیک احتیاج به هیچ عقیده دینی ندارد.
ما نعش افکار کهنه و غلطی را به دوش می کشیم و به خود قرن ها قساوت می ورزیم که روزگاری کسان و یا پدران ما به ما گفته اند و درست نبوده است،وظیفه ما نعش کشی افکار و عقاید مرده نیست.
کوچک ترین فکری که مارا به استقلال فکری برانگیزد بر بزرگ ترین فکری که مارا  اسیر و عبد خود بسازد ترجیح دارد.هیچ فکر بزرگی نیست که از ما اسارت و عبودیت بطلبد.
پرفسور فقید، زنده یاد منوچهر جمالی

سخن بزرگان

«در به کار گيری فهم خود شهامت داشته باش»

‎تنبلی وبزدلی دلايلی هستند بر اين که چرا بخش بزرگی از انسانها، زمانی طولانی پس از آن که طبیعت، آنان را به بلوغ جسمی رسانده و از يوغ قيمومت ديگران آزاد کرده است , همچنان با خرسندی در همه‌ی عمر صغير می‌مانند؛
و به همين  دلايل است که  چرا برای ديگران چنان آسان است که خود را قيم آنان کنند، صغارت، ناتوانی در به کاربردن فهم خود بدون راهنمايی ديگری است.

اين صغارت خود- تحميلی است اگر علت آن نه در سفيه بودن بلکه در فقدان عزم و شهامت در به کارگيری فهم خود بدون راهنمايی ديگری باشد.

به خواندن ادامه دهید

سخن بزرگان

این نوشتار نوشته ریچارد داوکینز، از دانشمندان بیولوژیست بزرگ و مطرح جهان و پروفسور دانشگاه آکسفورد است. وی این نامه را برای دختر ده ساله اش نوشته است. این نامه به مسائل بسیار حساس و اساسی در مورد دلایل خوب و بد برای باورمند بودن به چیزهای مختلف میپردازد و توصیه ی که تنها باید به چیزهایی باور داشت که برای حقیقی بودن آنها شواهد و مدارک یا دلایل معتبر و صحیح وجود دارند. داوکینز به این واقعیت اشاره ی که بسیاری از افکار تنها از طریق سنت به انسانها تلقین میشوند و در ذهن آنها جای میگیرند. و این در حالی است که مردم آن چیزها را بخاطر حقیقی بود و اعتبارشان نیست که قبول دارند بلکه بخاطر زیستن در آن محیط آغشته به این سنتها است که آنها را از محیط کسب کرده اند.

به خواندن ادامه دهید

بحث و گفتگوی مت دیلاهانتی با یک مسلمان در برنامه رادیوی اینترنتی نان-پرافیت درباره اسلام

سخن بزرگان

اگر خدا ما را به شکل خویشتن آفریده، ما بیش از یک معامله پایاپای او را به شکل خود آفریدیم.
 ولتر

سخن بزرگان

 

توضیح مختصری از انفجار بزرگ
 ﯾﮏ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺗﺼﻮﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺳﻮﯼ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ ﺟﺎﺭﯼ ﺍﺳﺖ، ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﻣﻮﺟﺐ ﭘﯿﺪﺍﯾﺶ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ؟ ﺧﻮﺏ ﺍﺣﺘﻤﺎﻻً ﺑﺎﺭﺍﻥ، ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﻗﺒﻼً ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﺮ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ ﺑﺎﺭﯾﺪﻩ ﻭﺧﻮﺏ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ
ﻣﻮﺟﺐ ﭘﯿﺪﺍﯾﺶ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ؟ ﭘﺎﺳﺦ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺍﺳﺖ، ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﻗﯿﺎﻧﻮﺱ ﺗﺎﺑﯿﺪﻩ ﻭ ﺑﺨﺎﺭ ﺁﺏ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻧﻬﺎ ﺑﺮﺩﻩ ﻭ ﺍﺑﺮﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﮐﺮﺩﻩ .
ﺧﻮﺏ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺑﺘﺎﺑﺪ؟ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﻫﺴﺘﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﯿﻢ،ﻓﺮﺁﯾﻨﺪﯼ ﺑﻨﺎﻡ ﮔﺪﺍﺧﺖ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﺍﺗﻢ ﻫﯿﺪﺭﺭﻭﮊﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻠﯿﻮﻡ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻭ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺁﺯﺍﺩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ. ﺗﺎ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺭﺍ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﻢ، ﺍﻣّﺎ ﻫﯿﺪﺭﻭﺯﻥ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﺁﻣﺪﻩ؟
ﭘﺎﺳﺦ ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻥ » ﺍﻧﻔﺠﺎﺭ ﺑﺰﺭﮒ» ﺍﺳﺖ ‼️
ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﯾﮏ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺩﺷﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ‼️
 ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﮐﻪ
ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﺗﻤﺎﻡ ﺟﻬﺎﻥ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﭘﺮﻭﺗﻮﻥ
 ﭘﺪﯾﺪ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ
ﭘﯿﺪﺍﯾﺶ ﺑﻪ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻧﯿﺎﺯﯼ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ.
ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮﺭ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ
ﻣﻮﺟﺐ ﺍﻧﻔﺠﺎﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ، «»ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ»»

سخن بزرگان

…زمانی که ما تصديق کنيم که يک کتاب آنچنان آسمانی و مقدس است که از ترديد و انتقاد معاف شده، افکار و اندبشه ما، دقيقا از همان لحظه، به بردگی و اسارت کشانده می شود. اينکه خدا ارتباط خود را با موجوداتی هوشيار و انديشه ور برقرار ساخته ولی درست هنگامی که همان هوشمندان به جرم يهره جويی از عقل و درايت خود، کمر همت به درک و فهم آن ارتباط می بندند، محکوم به عذاب ابدی و دوزخ بشوند، جز پنداربافی و تصوری مضحک و بی اساس نيست.
اگر ما باوری راسخ داريم که می توانيم از خرد و نيروی حقيقت جويی خود استفاده کنيم، در همين رابطه مسلما حق داريم که کردار خود را هم با آن انديشه منطبق کنيم و هيچ خدايی هم حق ندارد که ما را به آن دليل تعزير و تنبيه نمايد.