سوال: اگر کسی دين را کنار بگذارد، پس پيشوای معنوی را چه کار کند؟

بله، حضور کارشناس در همه چيز خوب و خيلی ضروری است. روند يادگيری هم اين طور است که کسانی که پيشرو باشند و بهتر دانسته باشند، به بقيه کمک می‌کنند پله‌ها را درست طی کنند. مشکل اينجاست که در حوزه علوم می‌توان شارلاتان‌ها را شناسايی کرد اما در حوزه معنوی، سخت بتوان يک شارلاتان را شناسايی کرد.
کسانی هستند که می‌آيند و ادعا می‌کنند حدود ۲۰ سال در غاری مراقبه کرده‌اند و همه چيز جهان و دنيا را طبق اديان خود می‌دانند. برای مثال، کسی که بگويد من کارشناس ورزش گلف هستم، در جا می‌تواند بازی کرده و به ما نشان دهد که چقدر کار کرده و چقدر خبره و ماهر است.
در حوزه معنوی، نبايد به کسی اطمينان کرد. کسی می‌گويد: بله من خيلی خوب می‌دانم، و اين شما هستيد که بايد درستی آن را آزموده و کورکورانه دنباله‌رو نباشيد.
سم هريس

تفاوت اسلام و دوره جاهلیت

 

گفته می‌شود که اسلام دگرگونی فرهنگی بنیادین در شبه جزیره‌ی عربستان بوجود آورد. اما واقعیت آن است که این دگرگونی‌ها بیش از آنکه فرهنگی یا عقیدتی باشند، سیاسی و ساختاری هستند.
شباهت دین اسلام به دینی که قریش بسیار بیشتر از آن‌چیزی که توسط مسلمانان ادعا می‌شود. عربستان پیش از اسلام به هیچ‌وجه در دوره جاهلی خود به سر نمی‌برد، حداقل جاهل‌تر از دوره‌ی بعد از اسلامی نبودند. این ادعا را با چند فاکت ساده می‌توان به اثبات رساند.
به دروغ ادعا می‌شود که قریش بت‌پرست بود. این ادعا صحت ندارد. آن‌ها به همان جدیت مسلمانان امروزی الله را می‌پرستیدند و مانند محمد، خود را از نوادگان اسماعیل می‌دانستند و معتقد بودند که کعبه را اسماعیل به دستور ابراهیم ساخته است.

سخن بزرگان

هرچقدر بیشتر در مورد عدم وجود خدا مطمئن می شم زندگی به نظرم زیباتر میاد. دیگه نمیخوام زندگیمو با این خیال که ممکنه خدا وجود داشته باشه تلخ کنم. احتمالا یکی از دلایلی که احساس می کنیم باید خدایی وجود داشته باشه اینه که تقریبا همه ما دوست نداریم بمیریم (در واقع دوست داریم همیشه زنده و سالم باشیم). خوب این هم احتمالا به خاطر اینه که هرچقدر هم زندگی سخت باشه ما داریم ازش لذت می بریم. اما تا بحال به این فکر کردیم که این میل به ابدیت از چی ناشی میشه؟
به نظرم این میل به زندگی ابدی احتمالا ناشی از اینه که ما خودمون رو بیش از حد خاص می دونیم در صورتیکه اینطور نیست.
البته این حرفم به این معنی نیست که زندگی یک انسان بی ارزشه! بلکه کاملا برعکس، این حرف به این معنیه که زندگی یک گل، یک زرافه، یک گرگ هم بسیار با ارزشه. این نگاه بسیار لطیف تر از اونیه احتمالا همه دیندارها از بیخدایان انتظار دارند. اما دوستان دنیای بدون خدا بسیار شیرین تره چون برای هر عمل بظاهر بد طبیعت دلیل زیبایی هست و این تنها خداست که همه چیز رو تیره و تار میکنه. یکی از راه هاش هم همینه که رهبران دینی به ما انسان ها القا کردند که تنها موجودات ارزنده در کیهان ما هستیم و همه چیز برای خوشحالی و رضایت ماست. نظری که من شدیدا باهاش مخالفم اما باز هم متذکر میشم که این به هیچ وجه دلیل برای بی ارزش شمردن زندگی انسان و یا حتی کم شدن ارزشش نیست.
شکاف های ذهن / نوشته پرفسور ریچارد داوکینز

سخن بزرگان

البته آنچه درباره اعتقادات دینی من گفته اند دروغ است. دروغی که به طور سیستماتیک تکرار شده است. من به خدایی شخص‌وار اعتقاد ندارم و هرگز منکر این بی اعتقادی‌ام نمی‌شوم بلکه آن را آشکارا بیان می‌کنم. اگر چيزى درون من باشد كه بتوان آن را مذهبى خواند، و سپس آن را ستايش كرد ساختار بيكران جهان است تا آنجا كه علم مان مى تواند از آن را به ما نشان دهد.
– آلبرت اینشتین – نامه به یک بیخدا، ص. ۴۳ (۲۴ – مارس، ۱۹۵۴)
It was, of course, a lie what you read about my religious convictions,a lie which is being systematically repeated. I do not believe in a personal God and I have never denied this but have expressed it clearly. If something is in me which can be called religious then it is the unbounded admiration for the structure of the world so far as our science can reveal it.
– Albert Einstein – Page. 43 – Letter to an atheist (24 March 1954)

آتئیسم

آتئیسم یک تفکر است، یک ذهن باز است، علم است، اگاهی است، شناخت است، نگاه است، واقعیت پنداری است، باوری بر مبنای واقعیات و مستندات علمی…!
یک آتئیست، هیچ موقع تفکر خود را زندانی یک ایدولوژی نمیکند، یک آتئیست شخص ازاد منشی است که همیشه در جستجوی حقیقت، و برای دستیابی به ان تلاش میکند…!
یک آتئیست، انسانیت را در مسیر واقعیت بدست اورده و شناخت او از محیط اطرافش بسیار میباشد و بر مبنای این شناخت، انسانیت و آرامش روانی او دچار هیچ تنشی نمیشود…!
یک آتئیست همیشه برای تغییر اماده است و هرجا که واقعیتی ثابت بشود به راحتی میتواند خود را با زمان و مکان و یک تفکر و اندیشه راستین و علمی وقف دهد، این از قدرت منطق و اگاهی او میباشد…!
آتئیسم یک شناخت است که در سیر تکامل بشری، زمان و برمبنای تجربه های علمی بدست امده است، بدین خاطر با توهم و تخیل در نبرد علمی بسر میبرد و با استدلالهای منطقی، چنین ایدولوژیهایی را درهم میشکند و راهی فراهم میاورد برای فردایی بهتر بر مبنای شناخت، واقعیت، علم و اگاهی…!
تفکر باز و آزاد یک آتئیست به او این اجازه را میدهد که هر لحظه با زمان و علم به پیش برود و از تغییر نگرانی و حراس ندارد…!
آتئیست یک ازاد اندیش و یک دگر اندیش است که نمیتواند زندانی یک ایدولوژی باشد و بماند..!
.آتئیسم نوری است در نبرد مداوم با تاریکی و جهل