حدیث : گفتگو با شماری از یهودیان

ابی الحسن علی، پسر حسین برقی از عهدالله پسر جبله از معاویه پسر عمار از حسن پسر عبدالله از پدرش از جدش حسن پسر علی ابن ابیطالب نقل کرد که گفت: چند نفر از اهالی دین یهود به خدمت رسول خدا آمده و گفتند: ای محمد! آیا توئی کسی که معتقدی فرستاده ی خدا هستی و همانی که به او وحی میشود، همانگونه که بر موسی پسر عمران وحی میشد؟ پس پیامبر لحظاتی ساکت شد و فرمود: آری!

به خواندن ادامه دهید

علی سینا و منتظری، قتل عام یهودیان

دکتر علی سینا یک ایرانیار، خردگرا، آزاد اندیش و بنیانگذار تارنمای آزادی ایمان است که از بهترین تارنماهای مرجع اطلاعاتی در مورد اسلام بشمار میرود،  وی مناظره زیر را با آیت الله منتظری از مراجع تقلید شیعه و علمای عظام اسلام بصورت کتبی انجام داده است.

به خواندن ادامه دهید

حمله به بنی قریظه

بعد نوبت بنی قریظه فرا رسید، مدت کوتاهی بعد از اینکه جنگ خندق به پایان رسید، محمد ادعا کرد که جبرئیل فرشته  او را ملاقات کرده است و در ملاقات «به او گفته است که باید شمشیرش را از غلاف در آورد و به سمت قبیله فتنه جوی بنی قریظه ره سپارد و با آنها قتال کند. جبرئیل همچنین اشاره کرد که خود او به همراه صفوفی چند از فرشتگان دیگر جلوتر به سمت آنها خواهند رفت تا استحکامات آنها را (قلعه و حصارشان را) بلرزانند و بر قلوبشان ترس و بیم بیافکنند.»

 صحیح بخاری جلد 5 کتاب 59 شماره 443

به خواندن ادامه دهید

حمله به بنی نضیر

در ادامه، نوبت بنی نضیر که یکی دیگر از قبایل یهودی ساکن مدینه بود فرا رسید، کعب بن اشرف رئیس قبیله بنی نضیر بعد از دیدن سر انجام قبیله بنی قینقاع که پیامبر بدون هیچ بهانه ای آنها را نابود کرد، به فکر امنیت مردمش افتاد، زیرا دریافت که محمد برای قلع و قمع کردن یهودیان از هیچ چیز فروگذار نیست. اینکه پیامبر شخصی ظالم و بی رحم، بی وجدان و بی قاعده بود برای وی آشکار گشته بود، او دریافت که محمد میتواند بدون کمترین ناراحتی و کدورت خاطری مردمان بیگناهی را بکشد. کعب میدانست که باید برای حفاظت از مردمش کاری بکند. این بود که به رفت و آمد به مکه پرداخت و از مکّیان برای حفاظت از مردمش  درصورتی که محمد تصمیم بر حمله به آنها بگیرد کمک بگیرد.

به خواندن ادامه دهید

حمله به بنی قینقاع

در مدینه سه قبیله یهودی زندگی میکردند، بنی قینقاع، بنی نضیر و بنی قریظه. همه این قبایل با سایر قبایل عرب مدینه پیمان همبستگی داشتند و هرگاه که زد و خوردی بین هم پیمانان عربشان و سایر قبایل یهودی انجام میگرفت، آنها طرف دوستان عرب خود را میگرفتند. این خود اثبات میکند که در مدینه پیش از اسلام درگیری های دینی وجود نداشت، و تمام نابردباری های دینی (برخوردهای خصمانه مبتنی بر اختلافات دینی) توسط پیامبر به مدینه آورده شد.

به خواندن ادامه دهید

تناقض گویی در قرآن:

از خواننده گرامی اجازه میخواهم کمی سر او را درد بیاورم و وارد یکی از گفتگوهای سرسخت میان تفسیر کنندگان و دانشمندان علم قرآن شوم که هر کاری کرده اند برای اینکه این ننگ بزرگ قرآنی ودوگانه گویی آشکار را پوشش دهند راه به جایی نبرده اند , البته موشکافی و پرداختن به تمام دانش «صرف و نحو» تازی دراین نوشتار فقط بخاطر آن عده ای است که خود رااز تازیان عربتر و مسلمان تر می دانند و چنین می پندارند که میتوانند برای اشتباهات الله راهکار و چاره ای آن هم از نوع ایرانی بیاندیشند, درواقع اینان برای زنده ماندن باوری که میدانند به مرز پوسیدگی رسیده تلاش بیهوده می کنند ولی این سوال پیش می آید که چگونه عده ای تا بدین حد حتی با ذهن خودشان هم لجبازی می کنند؟

به خواندن ادامه دهید

خشونت‌های کتاب مقدس

 واژه معنایی جز “کاربرد” ندارد (ویتگنشتاین).

واژه دین حداقل سه کاربرد متفاوت دارد که مشخص می‌شوند با:

  • متن مقدس (تورات، انجیل، قرآن، و…).

  • فهم و تفسیر مؤمنان در طول تاریخ از متن مقدس خود.

  • رفتار و تاریخی که مؤمنان براساس فهم و تفسیرشان از متن مقدس آفریده‌اند.

وقتی مؤمنان متن مقدس خود را می‌خوانند و تفسیر می‌کنند، “یهودیت‌ها”، “مسیحیت ها” و “اسلام‌ها” زاده می‌شوند. هریک از اینها نیز سه طیف بسیار وسیع “دین سنت‌گرا”، “دین بنیادگرا” و “دین تجددگرا” را ساخته و اختراع کرده‌اند.

به خواندن ادامه دهید

سخن بزرگان

 

10292236_804945692925625_9057465071160567644_n

* دین چیزی است که از دوران نوزادی آگاهی و درک ما باقی مانده است، هنگامی که استدلال و دانش رابعنوان راهنمای خود برگزینیم کم کم ناپدید می شود.

برتراند راسل

 

 

 

آیا باید به دین احترام گذاشت!

معمولن وقتی‌ که دین و مذهب را نقد می‌کنیم، عده‌ای از اسلامیون با خشم می‌گویند که: باید به دین و مذهب‌مان احترام بگذارید و نباید واقعیّت‌های دین و باورهای یک میلیارد نفر را نقد و افشاء کنید! نباید بر دین و مذهب‌مان تعرض و مقدسات‌مان را زیرِ سؤال ببرید.
حقیقت این‌ست که اسلامیون از نقد می‌ترسند. ترس و هراس دارند که قدسیّت دین‌شان از بین برود و مردم به دین‌شان شک کنند. ترس دارند که سؤالاتِ زیادی در اذهان مردم شکل بگیرد. چون آن‌ها می‌دانند که اگر دین و مذهب‌شان نقد شود، عدهٔ زیادی از مسلمانان دین‌شان را ترک خواهند کرد.

به خواندن ادامه دهید

پیدایش قوم و دین یهود

 

 شهرنشینی ساختارهای نوین اجتماعی چون قانون گذاری و دیوانسالاری را به همراه داشت. پیدایش دین به عنوان قانون اخلاقی و بعدها  وسیله قدرت نیز با این رویکرد گسترش یافت. 
 
گفتنی است که آنچه نویسنده در این مجموعه مقالات می نویسد، منظور وی بی احترامی به ادیان یا دینداران نیست و نخواهد بود. حتی نویسنده پیامبران را انسانهای پیشرو در زمینه اخلاقیات می داند که بنا به باور همگانی دوران خود، اندیشه های اخلاقی را در ساختار آنچه از گذشتگان به شکل افسانه و اعتقاد در دستشان رسیده است، در دین گنجانده اند. حتی در مواقعی ساختار شکنی کرده اند و ساختاری نو را برپا کرده اند. ولی هر چه کرده اند برای دوران خود بوده نه امروز!