پرسیده اند «آیا آتئیست ها در باورهایشان نقد پذیر هستند»در ادامه گفته بودند «من فکر میکنم اصلا آتئیست نباید وجود داشته باشد»

 

پاسخ
من هم مثل سم هریس فکر ‌میکنم اصلا خداناباور نباید وجود داشته باشد! همانطور که نیاز نیست «جادوگر ناباور» یا «پری دریایی ناباور» یا «اسب تک شاخ ناباور» وجود داشته باشند نیازی نیست خداناباور هم وجود داشته باشد(درک این ایده کمی دشوار است امیدوارم دوستان متوجه اش بشوند)
دوم آنکه علم‌ و مطالب علمی خدا را رد نمیکند قاعدتا ،بلکه دلایل و براهینی که ارائه میشوند «با هدف اثبات وجود خدا» را رد میکنند یا نقد میکنند.
مثلا فردی برای اثبات ادعای خودش یعنی گزاره «خدا وجود دارد»،دلیلی و برهانی را ارائه کرد هم از طرق فلسفی میتوان آن دلایل و براهین را بررسی کرد هم اگر نیاز بود از طریق علمی آن براهین را بررسی و رد و نقد نمود.

سخن بزرگان

هرچقدر بیشتر در مورد عدم وجود خدا مطمئن می شم زندگی به نظرم زیباتر میاد. دیگه نمیخوام زندگیمو با این خیال که ممکنه خدا وجود داشته باشه تلخ کنم. احتمالا یکی از دلایلی که احساس می کنیم باید خدایی وجود داشته باشه اینه که تقریبا همه ما دوست نداریم بمیریم (در واقع دوست داریم همیشه زنده و سالم باشیم). خوب این هم احتمالا به خاطر اینه که هرچقدر هم زندگی سخت باشه ما داریم ازش لذت می بریم. اما تا بحال به این فکر کردیم که این میل به ابدیت از چی ناشی میشه؟
به نظرم این میل به زندگی ابدی احتمالا ناشی از اینه که ما خودمون رو بیش از حد خاص می دونیم در صورتیکه اینطور نیست.
البته این حرفم به این معنی نیست که زندگی یک انسان بی ارزشه! بلکه کاملا برعکس، این حرف به این معنیه که زندگی یک گل، یک زرافه، یک گرگ هم بسیار با ارزشه. این نگاه بسیار لطیف تر از اونیه احتمالا همه دیندارها از بیخدایان انتظار دارند. اما دوستان دنیای بدون خدا بسیار شیرین تره چون برای هر عمل بظاهر بد طبیعت دلیل زیبایی هست و این تنها خداست که همه چیز رو تیره و تار میکنه. یکی از راه هاش هم همینه که رهبران دینی به ما انسان ها القا کردند که تنها موجودات ارزنده در کیهان ما هستیم و همه چیز برای خوشحالی و رضایت ماست. نظری که من شدیدا باهاش مخالفم اما باز هم متذکر میشم که این به هیچ وجه دلیل برای بی ارزش شمردن زندگی انسان و یا حتی کم شدن ارزشش نیست.
شکاف های ذهن / نوشته پرفسور ریچارد داوکینز