آیا آتئیسم در ایران در حال گسترش است؟

 عرفان کسرایی پژوهشگر مطالعات علم در دانشگاه کاسل آلمان :
کتابهای نقد دین، از آثار کسروی گرفته تا شجاع الدین شفا و علی دشتی هنوز در بازار دستفروشی ها و به عنوان کتب ممنوعه در ایران خرید و فروش می شوند.
موج ضدیت با مذهب رسمی در ایران البته موضوع تازه ای نیست. سال ها پیش، صادق هدایت با نوشتن کتاب هایی نظیر توپ مرواری یا کاروان اسلام، نقد تندی به باورهای دینی اسلامی وارد کرده بود. لیکن با وجود محوریت نقد دین در آثار متفکرانی نظیر کسروی یا نویسندگانی مانند هدایت، هیچ کدام از آنها آتئیست یا بی خدا به شمار نمی روند.

به خواندن ادامه دهید

سخن بزرگان

 

تصویری که علم به ما ارائه می‌کند، از بعضی جهات ناخوشایند است. چون چیزی که یاد گرفتیم این‌ست که ما ناچیزتر از آن هستیم که تا به حال تصور می‌کردیم. شما می‌توانید ما انسان‌ها، کهکشان‌ها و هرچیزی را که مشاهده می‌کنیم، از کیهان حذف کنید و همه یکسان خواهند بود. ما به حدی ناچیز هستیم که کوپرنیک هیچ‌وقت تصورش را هم نمی‌کرد.

سخن بزرگان

مذهب بهانه و افسار دست یک مشت گرگ است که به لباس میش درآمده‌اند و جز تخم نفاق و کینه ثمر دیگری به بار نمی‌آورند
صادق هدایت
توپ مرواری

سخن بزرگان

 در جهانِ انسانی، شما شاهدی پیدا خواهید کرد
 که آن‌را طراحی ماهر و نیک‌خواه و
دوست‌داشتنی طرح کرده باشد؟
◾️پس چگونه شما سیه‌روزی، درد و رنج و پلیدی را در زندگیِ انسانی توضیح می‌دهید؟
به پیرامونِ این کائنات بنگرید…
این موجوداتِ زنده را کمی دقیق‌تر نظاره کنید
 که چگونه با یکدیگر دشمنی می‌کنند و به نابودیِ
یکدیگر بر می‌خیزند…
چقدر برای تماشاگر تحقیرآمیز و نفرت‌انگیز است‼️
◾️یک طبیعتِ کور، بدون توجه یا مراقبتِ پدر و مادری، بچه‌های افلیج و ناقص را پس می‌اندازد…
 پس چرا مردم این اعتقادِ نادرست به وجود خدا را
بر مبنای برهانِ طراح می‌پذیرند؟
 به دو علت:
 ◾️آنان این اعتقاد را در اوان کودکی می‌آموزند و
 نیز از طریق اجتماعی شدن که آنان به حفظ آن
ادامه می‌دهند.
خاستگاهِ اعتقاداتِ دینی کدام است؟
◾️خاستگاهِ اعتقاد ترس است. ترس از مرگ همراه با میل به فناناپذیری.
◾️ترس از بسیاری صورت‌های سیه‌روزیِ انسانی.
ریشهٔ دین در احساس‌های انسانی است. جهان بطور ساده بیشتر شبیه یک جانور یا گیاهی است
 تا یک کبریت یا یک دستگاهِ بافندگی و یا یک ساعت.
دیویدهیوم

مشکلات زنان در جامعه امروز ایران

 

  جامعه مرد سالاری و دینی ایران به حکم قانونهای اسلامی و آموزههای شریعت اسلام همواره به زنان بعنوان ابزاری برای بقای نسل و رضایت مرد نگاه شده است و هیچگاه زن نتوانسته جایگاه و منزلت انسانی واقعی خود را آنگونه که در حقیقت هست در دنیای واقع بیابد چراکه همه ما میبینیم بسیارند

 

Image result for ‫خشونت علیه زنان‬‎

به خواندن ادامه دهید

مسلمانان مهاجم چگونه بر ایران سلطه یافتند؟

مسلمانان متجاوز، سه راه در برابر ایرانیان قرار دادند:

 نخست، ایمان به اسلام و صرف‌نظر کردن از فرهنگ ایرانی. دوم، پرداخت جزیه و مالیات اجباری. سوم، قبول نکردن و به عنوان دشمن کشته شدن.

 در برابر این اجبارهای استعماری، گروه‌های اجتماعی ایرانی به شکل‌های گوناگون برخورد کردند.

دسته اول صاحبان مال و منال و سران طوایف احساس خطر نموده و برای حفظ موقعیّت خود به اسلام درآمدند. پطروشفسکی می‌نویسد: «برخی از زمین‌داران محلی ترجیح دادند پیمان‌هایی با فاتحان منعقد کنند و خراج بپردازند و در مقابل، اراضی فئودالی خویش را حفظ کنند».

سخن بزرگان

شرم می‌کنم با ترازوی کودک گرسنه کنار خیابان، سیری‌ام را وزن کنم!
ای کاش یک ماه نیز موظف بودیم از اذان صبح تا غروب آفتاب فقرا را سیر کنیم نه این که گرسنگی و تشنگی کشیده تا فقط رنج آن‌ها را درک نماییم! آری هزاران بار افسوس که دیریست وا مانده‌ایم در ظاهر دین، دهانمان پر شده است از غلظت تلفظ حرف «ض» در کلمه «و لا الضالین» ولی غافل ازآن که خود عمریست در گمراهی به سر می بریم….
به راستی ما به کجا می‌رویم…
حسین پناهی

خرد یا ایمان,علم یا وحی؟

 

کوشش خستگی ناپذیر چند صد ساله اروپا برای سازش بین خرد و ایمان و به عبارتی بین علم و وحی به جایی نرسید و در نهایت با پشت سر گذاشتن دوران روشنگری ، وحی به نفع خرد و علم عقب نشینی کرد. بدین ترتیب با جریان سکولاریزم رسما دو حوزه از یکدیگر جدا شد و حوزه عمومی و تنظیم امور انسانی به دست خرد سپرده شد.
با رشد و توسعه علم و تسلط خرد در حوزه شناخت – که بر اساس عنصر شک و تردید به میراث فکری ، فرهنگی – تاریخی خود بود- به کارگیری روش نقد تاریخی در حوزه دین نیز گسترش یافت.به این معنا که برای بررسی علمی پدیده های اجتماعی و تاریخی ، هیچ حوزه ای برای علم مقدس و ابدی فرض نشد. بررسی و نگاهی علمی همراه با نقد تاریخی، نه تنها به فلسفه و تاریخ دین که به تحلیل محتوای متون الهی نیز تسری یافت.

سخن بزرگان

با دلیری در وجود خدا شک کنید،اگر(بر فرض محال) وجود داشته باشد،شجاعتِ منطق را بیشتر از کوریِ ترس میپذیرد
تامس جفرسون

سخن بزرگان

گالیله: به خلاف تصور همه‌گان، جهان با عظمت با همه صورت‌های فلکی‌اش به دور زمین ناچیز ما نمی‌گردد.
ساگردو: پس یعنی همه این‌ها فقط ستاره است؟ پس خدا کجاست؟
گالیله: مقصودت چیست؟
ساگردو: خدا! خدا کجاست؟
گالیله: آن بالا نیست. همان‌طور که اگر موجوداتی در آن بالا باشند و بخواهند خدا را در اینجا پیدا کنند، در زمین گیرش نمی‌آورند.
ساگردو: پس خدا کجاست؟
گالیله: من که در الهیات کار نکرده‌ام. من ریاضی‌دانم.
ساگردو: قبل از هر چیز تو آدمی. و من از تو می‌پرسم که در دستگاه دنیایی تو، خدا کجاست؟
گالیله: یا در ما یا هیچ جا…
زندگی گالیله
برتولت برشت