تازینامه در مورد رفتار یک شخص با والدینی که خدایانی بجز الله را میپرستند اطلاعات متناقضی میدهد. در سوره 31 آیه 15 از مسلمان معتقد میخواهد که همنشینی با والدین را حتی اگر آنها در ناباوری اسرار ورزیدند حفظ کند، اما سوره 9 آیه 23 میگوید پدران و برادرانتان را در صورتی که معتقد نیستند همنشین و دوست خود خود قرار ندهید!
با توجه به سوره 4 آیه 119 و 120، شیطان (رانده شده) کسی است که امیال باطل و گمراهی را باعث میشود (همچنین رجوع کنید به سوره 15 آیه 42)، اما در سوره 16 آیه 93، الله میگوید که خود بندگان را گمراه میکند (همچنین رجوع کنید به سوره 4 آیه 78).
اسلامگرایان زیادی دیده شده اند که با نقل قول کردن از تازینامه ادعا میکنند که تازینامه هرگز به پذیرش اجباری دین توصیه نمیکند. معمولا سوره 2 آیه 256 را نقل قول میکنند که «در پذیرش دین اجباری نیست» هرچند در تازینامه آیات بسیاری وجود دارد که خلاف این ادعا را نشان میدهد . در اینجا به دو توصیه متناقض الله در مورد قبولاندن دین به مردم اشاره میشود.
سوره 23 آیه 117 و سوره 98 آیه 6 میگوید که ناباوران رستگار نمیشوند و بدترین مخلوقاتند! همچنین سوره 9 آیه 29 از معتقدان به الله میخواهد که با کسانی که به الله، حقانیت دین الله و روز قیامت ایمان نمی آورند بجنگند. اما سوره 45 آیه 14 حرف کاملا متفاوتی میزند. همچنین به سوره 16 آیه 128 مراجعه کنید.
اگر اسلام واقعا دیدگاهی منفی نسبت به برده داری داشته است و میخواسته است آن را الغا کند حداقل انتظاری که از موسس، سردمداران و امامان این دین میتوان داشت این است که خود برده دار نبوده باشند
زینب زن زید ابن حارثه بود. زید را خدیجه در جوانی خرید و به محمد بخشید. محمد نیز او را آزاد کرد و مطابق رسم تازیان او را به فرزندی پذیرفت. فرزند خوانده در سنن جاهلیت حکم فرزند را داشته و تمام احکام پدر فرزندی چون ارث و حرمت ازدواج با زن وی در مورد او جاری بوده است