بایگانی برچسبها: انتقاد و ایمان
پاسخ
تصویری که علم به ما ارائه میکند، از بعضی جهات ناخوشایند است. چون چیزی که یاد گرفتیم اینست که ما ناچیزتر از آن هستیم که تا به حال تصور میکردیم. شما میتوانید ما انسانها، کهکشانها و هرچیزی را که مشاهده میکنیم، از کیهان حذف کنید و همه یکسان خواهند بود. ما به حدی ناچیز هستیم که کوپرنیک هیچوقت تصورش را هم نمیکرد.
سخن بزرگان
مذهب بهانه و افسار دست یک مشت گرگ است که به لباس میش درآمدهاند و جز تخم نفاق و کینه ثمر دیگری به بار نمیآورند
صادق هدایت
توپ مرواری
مشکلات زنان در جامعه امروز ایران
جامعه مرد سالاری و دینی ایران به حکم قانونهای اسلامی و آموزههای شریعت اسلام همواره به زنان بعنوان ابزاری برای بقای نسل و رضایت مرد نگاه شده است و هیچگاه زن نتوانسته جایگاه و منزلت انسانی واقعی خود را آنگونه که در حقیقت هست در دنیای واقع بیابد چراکه همه ما میبینیم بسیارند
سخن بزرگان
شرم میکنم با ترازوی کودک گرسنه کنار خیابان، سیریام را وزن کنم!
ای کاش یک ماه نیز موظف بودیم از اذان صبح تا غروب آفتاب فقرا را سیر کنیم نه این که گرسنگی و تشنگی کشیده تا فقط رنج آنها را درک نماییم! آری هزاران بار افسوس که دیریست وا ماندهایم در ظاهر دین، دهانمان پر شده است از غلظت تلفظ حرف «ض» در کلمه «و لا الضالین» ولی غافل ازآن که خود عمریست در گمراهی به سر می بریم….
به راستی ما به کجا میرویم…
حسین پناهی
خرد یا ایمان,علم یا وحی؟
کوشش خستگی ناپذیر چند صد ساله اروپا برای سازش بین خرد و ایمان و به عبارتی بین علم و وحی به جایی نرسید و در نهایت با پشت سر گذاشتن دوران روشنگری ، وحی به نفع خرد و علم عقب نشینی کرد. بدین ترتیب با جریان سکولاریزم رسما دو حوزه از یکدیگر جدا شد و حوزه عمومی و تنظیم امور انسانی به دست خرد سپرده شد.
با رشد و توسعه علم و تسلط خرد در حوزه شناخت – که بر اساس عنصر شک و تردید به میراث فکری ، فرهنگی – تاریخی خود بود- به کارگیری روش نقد تاریخی در حوزه دین نیز گسترش یافت.به این معنا که برای بررسی علمی پدیده های اجتماعی و تاریخی ، هیچ حوزه ای برای علم مقدس و ابدی فرض نشد. بررسی و نگاهی علمی همراه با نقد تاریخی، نه تنها به فلسفه و تاریخ دین که به تحلیل محتوای متون الهی نیز تسری یافت.
سخن بزرگان
با دلیری در وجود خدا شک کنید،اگر(بر فرض محال) وجود داشته باشد،شجاعتِ منطق را بیشتر از کوریِ ترس میپذیرد
تامس جفرسون
خدایان
آنچه در ذیل می آید ترجمه صفحه 12-7 کتاب خدایان اثر رابرت جی. اینگرسال است. هدف، آشنایی با این اندیشمند بزرگوار است.
تنها عبادت عدالت است
تنها کشیش عشق است
تنها بردگی نادانی است
تنها خوبی خوشبختی است
زمان شاد بودن اکنون است
جای خوشحالی همینجاست
راه خوشحال شدن ، خوشحال کردن دیگران است
درستکارترین خدا ساخته دست شریف ترین انسان است.
اخلاق بدون دین
تفاوت اخلاق،با دین این است که یک عمل اخلاقی به هر انسانی،چه معتقد به دینی باشد،چه معتقد به دینی نباشد ارزش میدهد،ولی برای دین،اخلاقِ بدون دین بی ارزش است، یعنی اعمال اخلاقی اگر دینی نباشد باطل است،در صورتی که ارزش عمل اخلاقی از هرکسی،از هر طبقه ای،از هر جنسی،از هر ملتی و از هر عقیده و دینی که باشد دارای ارزش می باشد.
دین اخلاق را تصرف کرده و مالک انحصاری آن شده است،(و می گوید من هستم که اخلاق هست)،اخلاق را بایستی از اسارت دینی اش آزاد ساخت.ارزش عمل اخلاقی تابع هیچ دین و ایدئولوژی نیست.آزادی اجتماعی ما بدون آزاد ساختن اخلاق از دین امکان نخواهد داشت،انسان بدون دین میتواند انسان اخلاقی باشد،در خارج از دین اخلاق آزادتر،نیرومندتر و بانشاط تر است،یکی از علل بزرگ عدم پیشرفت اخلاقی یک ملت،همین وابسته بودن اخلاق به دین است،برای اینکه این وابستگی و تابعیت را از بین ببریم،بایستی فقط به «عمل نیک»ارزش بدهیم نه به اعتقاد و ایمان.ارزش دادن به عمل نیک احتیاج به هیچ عقیده دینی ندارد.
ما نعش افکار کهنه و غلطی را به دوش می کشیم و به خود قرن ها قساوت می ورزیم که روزگاری کسان و یا پدران ما به ما گفته اند و درست نبوده است،وظیفه ما نعش کشی افکار و عقاید مرده نیست.
کوچک ترین فکری که مارا به استقلال فکری برانگیزد بر بزرگ ترین فکری که مارا اسیر و عبد خود بسازد ترجیح دارد.هیچ فکر بزرگی نیست که از ما اسارت و عبودیت بطلبد.
پرفسور فقید، زنده یاد منوچهر جمالی
آیا اسلام و مسلمانان هم به دیگران احترام میگذارند؟
از حق که نگذریم، دعوت به احترام در بیشینه موارد دعوت خوبی است، کسی که شما را به احترام دعوت میکند شما را به کاری نیک و بهتر بودن فرا میخواند، به همین دلیل هرگاه کسی از من میخواهد که به چیزی توهین نکنم من درخواست او را جدی میگیرم چون دعوت او، دعوت به نیکیست! اما این دعوت یا صادقانه و خیر خواهانه است یا موزیانه و منافقانه و زیاده خواهانه است. حال دعوت مسلمانان به احترام به مقدسات و اسلام از کدام دسته است؟ آیا مسلمانان میگویند «بیایید به یکدیگر و مقدسات یکدیگر احترام بگذاریم؟» یا میگویند «بیایید به مقدسات ما بدون توجه به اینکه ما به شما و مقدسات شما و دیگران احترام میگذارند احترام بگذارید؟». برای پاسخ به این پرسش باید به رفتار خود مسلمانان نگاه کرد، آیا مسلمانان نیز بطور متقابل به مقدسات دیگران و یا باورهای افراد دیگر احترام میگذارند؟
چرا مسلمانان نگران اهانت شدن به باورهایشان هستند؟
کسی که به محمد رسول الله اهانت کند و با وی به دشمنی بپردازد حکمش از نظر علمای اسلامی مرگ است و خونش حلال است، البته حکم کسی که به امامان، خدا و حتی به فرشته ها نیز توهین کند باید به سرعت کشته شود و پیاده شدن این حکم نیاز به دادگاه و قاضی ندارد، یک مسلمان خود میتواند این حکم را در هر شرایطی پیاده کند و فقها در این مسئله با یکدیگر «اجماع» دارند، ماده 513 قانون مجازات اسلامی ایران در این مورد میگوید:
اگر توهینی مشمول ساب النبی باشد، مجازات آن اعدام است و در این مورد هر که بشنود براو کشتن واجب است و نیازی به اذن امام و رهبر شرعی نیست، مسئله مورد اجماع، فقیهان، و از جرائم غیر قابل گذشت است. و اگر مشمول حکم ساب النبی نباشد، به حبس از یک تا پنج سال محکوم میگردد، و این جرم، بازهم غیر قابل گذشت است و مشمول مادهی (727) نیست.