هر كيشي براي خود مراسم و آيينها و فرمايشاتي دارد كه پيروان آن كيش بايد به آن عمل كنند، ولي آيا هرآنچه را كه از نياكان به ما رسيده بايد كوركورانه پذيرفت؟ چرا ما براي تصميم گيري همواره دستهايمان بسته است؟ چرا نميتوانيم جامعه خود را همانگونه كه دوست داريم بسازيم و ببينيم؟ چرا هر آنچه را كه از ما مي خواهند- حتي اگر خود نخواهيم- بايد انجام دهيم؟ چگونه بايد به مبارزه خواسته هاي ديگران برويم؟ اينها پرسشهايي است كه فقط با آگاهي داشتن از انگيزه هاي پيدايش اينگونه آيينها ميتوان به آنها پاسخ داد. اميد است گامي هرچند كوتاه در اين راه برداشته شود.
این نوشتار زیر مجموعه ای است از مجموعه جنایات محمد پیامبر اسلام این حدیث بسیار طولانی است، ممکن است بخواهید تمام آنرا بخوانید، در غیر اینصورت تنها قسمت مربوط به این نوشته را از این حدیث را که توسط خطی افقی از باقی حدیث جدا شده است بخوانید.
تازینامه در مورد رفتار یک شخص با والدینی که خدایانی بجز الله را میپرستند اطلاعات متناقضی میدهد. در سوره 31 آیه 15 از مسلمان معتقد میخواهد که همنشینی با والدین را حتی اگر آنها در ناباوری اسرار ورزیدند حفظ کند، اما سوره 9 آیه 23 میگوید پدران و برادرانتان را در صورتی که معتقد نیستند همنشین و دوست خود خود قرار ندهید!
در توصیفی که تازینامه در مورد عرض بهشت میکند، تناقض آشکاری وجود دارد. تازینامه در سوره 3 آیه 133 میگوید عرض بهشت به اندازه عرض زمین و عرض آسمانها (سماوات: جمع) است. در حالی که در سوره 57 آیه 21 میگوید عرض بهشت به اندازه زمین و آسمان (سماء: یک آسمان) است. و آشکار است که آسمان با آسمانها برابر نیست بنابر این عرض بهشت نمیتواند هم اندازه زمین و آسمان، و هم اندازه زمین و آسمانها باشد، بنابر این، این یک تناقض و اختلاف آشکار در تازینامه است.
اسلامگرایان زیادی دیده شده اند که با نقل قول کردن از تازینامه ادعا میکنند که تازینامه هرگز به پذیرش اجباری دین توصیه نمیکند. معمولا سوره 2 آیه 256 را نقل قول میکنند که «در پذیرش دین اجباری نیست» هرچند در تازینامه آیات بسیاری وجود دارد که خلاف این ادعا را نشان میدهد . در اینجا به دو توصیه متناقض الله در مورد قبولاندن دین به مردم اشاره میشود.
در سوره 35 آیه 8، سوره 16 آیه 93، سوره 74 آیه 31 و سوره 2 آیه 142 می خوانیم که این الله است که باید برای گمراه کردن انسانها مسئول باشد، در حالی که در سوره های دیگر همچون سوره 30 آیه 9 و سوره 4 آیه 79 می آموزیم که این انسان است که برای اعمال غلط باید مسئول و مقصر شناخته شود.