نحوه احتجاج قرآن با مخالفان (تفسیر قران)

احتجاج با مخالفان قواعدي علمي، منطقي و اخلاقي دارد. اما قرآن در بعضي موارد، اين قواعد را رعايت نكرده است. در اينجا به دو نمونه اشاره مي‌کنم:
1 . يهوديان كه از مخالفان سرسخت پيامبر اسلام بودند، سعادت آخرت را فقط از آن خود مي‌دانستند و اعتقاد داشتند كه اديان و مذاهب ديگر (مانند اسلام) منشاء آسماني ندارند و پيروان آنها هرگز وارد بهشت نمي‌شوند. اكنون بنگريد كه در آيات 94 تا 96 سورة بقره با آنان چگونه احتجاج شده است:

اخبار

 

امیرحسین میراسماعیلی روزنامه نگار

خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه، بدون نام بردن از این خبرنگار روز سه‌شنبه چهارم اردیبهشت به نقل از «یک منبع آگاه امنیتی» گزارش داد که او قصد داشت ایران را به مقصد گرجستان ترک کند، اما در فرودگاه «امام خمینی» دستگیر شد.

این گزارش عنوان می‌کند که خبرنگار مورد اشاره روز دوشنبه به دادسرای فرهنگ و رسانه احضار شده بود، خبری که همان روز در رسانه‌های مختلف از جمله خبرگزاری «تسنیم» بازتاب یافته بود.

به خواندن ادامه دهید →

سخن بزرگان

اگر خدا ما را به شکل خویشتن آفریده، ما بیش از یک معامله پایاپای او را به شکل خود آفریدیم.
 ولتر

سخن بزرگان

 

توضیح مختصری از انفجار بزرگ
 ﯾﮏ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺗﺼﻮﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺳﻮﯼ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ ﺟﺎﺭﯼ ﺍﺳﺖ، ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﻣﻮﺟﺐ ﭘﯿﺪﺍﯾﺶ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ؟ ﺧﻮﺏ ﺍﺣﺘﻤﺎﻻً ﺑﺎﺭﺍﻥ، ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﻗﺒﻼً ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﺮ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ ﺑﺎﺭﯾﺪﻩ ﻭﺧﻮﺏ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ
ﻣﻮﺟﺐ ﭘﯿﺪﺍﯾﺶ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ؟ ﭘﺎﺳﺦ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺍﺳﺖ، ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﻗﯿﺎﻧﻮﺱ ﺗﺎﺑﯿﺪﻩ ﻭ ﺑﺨﺎﺭ ﺁﺏ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻧﻬﺎ ﺑﺮﺩﻩ ﻭ ﺍﺑﺮﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﮐﺮﺩﻩ .
ﺧﻮﺏ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺑﺘﺎﺑﺪ؟ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﻫﺴﺘﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﯿﻢ،ﻓﺮﺁﯾﻨﺪﯼ ﺑﻨﺎﻡ ﮔﺪﺍﺧﺖ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﺍﺗﻢ ﻫﯿﺪﺭﺭﻭﮊﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻠﯿﻮﻡ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻭ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺁﺯﺍﺩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ. ﺗﺎ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺭﺍ ﺩﺍﻧﺴﺘﯿﻢ، ﺍﻣّﺎ ﻫﯿﺪﺭﻭﺯﻥ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﺁﻣﺪﻩ؟
ﭘﺎﺳﺦ ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻥ » ﺍﻧﻔﺠﺎﺭ ﺑﺰﺭﮒ» ﺍﺳﺖ ‼️
ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﯾﮏ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺩﺷﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ‼️
 ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﮐﻪ
ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﺗﻤﺎﻡ ﺟﻬﺎﻥ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﭘﺮﻭﺗﻮﻥ
 ﭘﺪﯾﺪ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ
ﭘﯿﺪﺍﯾﺶ ﺑﻪ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻧﯿﺎﺯﯼ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ.
ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮﺭ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ
ﻣﻮﺟﺐ ﺍﻧﻔﺠﺎﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ، «»ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ»»

سخن بزرگان

…زمانی که ما تصديق کنيم که يک کتاب آنچنان آسمانی و مقدس است که از ترديد و انتقاد معاف شده، افکار و اندبشه ما، دقيقا از همان لحظه، به بردگی و اسارت کشانده می شود. اينکه خدا ارتباط خود را با موجوداتی هوشيار و انديشه ور برقرار ساخته ولی درست هنگامی که همان هوشمندان به جرم يهره جويی از عقل و درايت خود، کمر همت به درک و فهم آن ارتباط می بندند، محکوم به عذاب ابدی و دوزخ بشوند، جز پنداربافی و تصوری مضحک و بی اساس نيست.
اگر ما باوری راسخ داريم که می توانيم از خرد و نيروی حقيقت جويی خود استفاده کنيم، در همين رابطه مسلما حق داريم که کردار خود را هم با آن انديشه منطبق کنيم و هيچ خدايی هم حق ندارد که ما را به آن دليل تعزير و تنبيه نمايد.

سخن بزرگان

بیل مویرز: اگر خدا وجود نداره، پس همه چی آزاده.
این چیزیه که مردم رو میترسونه
آیزاک آسیموف: خب برعکس.
این حرف یعنی فرض رو بر این گذاشتن که انسان هیچ درک و حسی نسبت به «خوب و بد» نداره. اگه تنها دلیل متین بودنت اینه که از این طریق مجوز ورودت به بهشت رو میگیری، اگه تنها دلیلی که بچه هات رو تا حد مرگ کتک نمیزنی، ترس از جهنمه، بنظر من این توهین بزرگیه به انسان که بگیم فقط یک نظام پاداش و جزا میتونه تو رو وادار کنه که انسان متینی باشی.
این کاملا منطقیه که کسی بخواد انسان متینی باشه جون اینجوری احساس بهتری داره، چون اینجوری دنیا بهتره.
من دوست دارم فکر کنم، من معتقد نیستم که هیچوقت قراره به بهشت یا جهنم برم، من فکر میکنم بعد از مرگم فقط «نیستی» خواهد بود، این چیزیه که قویا بهش باور دارم.
این به اون معنا نیست که پس من انگیزه و هوس شدیدی دارم که پاشم برم دزدی و غارت و تجاوز و هزار تا کار دیگه کنم، چون از مجازات شدن هراسی ندارم!
اول اینکه من از مجازات شدن توسط دنیا هراس دارم و دوم اینکه از مجازات شدن توسط وجدانِ خودم هراس دارم.
من وجدان دارم و وجدان من به دین متکی و وابسته نیست، و فکر میکنم بقیه‌ی مردم هم دارن،
علاوه بر این، حتی در جوامعی که دین قدرت و نفوذ زیادی داره، با اینکه به بهشت و جهنم معتقد هستن، جنایت و گناه و بدبختی و اتفاق های وحشتناک کم نیست، مثلا شما یه سری به افرادی که توی صف اعدام هستن، بزن، یه مُشت قاتل منتظر اعدام شدن هستن، ازشون بپرس به خدا اعتقاد دارن؟ جواب میدن آره!
دنیایی از ایده‌ها: مصاحبه‌ی «بیل مویرز» و «آیزاک آسیموف» در سال ۱۹۸۸

سخن بزرگان

ایمان، مرگ هوشمندی است. به محض اینکه کسی به هر دکترینی معتقد شد یا هر چیزی را مطلق پندارد، فکر کردن درباره آن جنبه از وجود را متوقف کرده است.
 رابرت آنتون ویلسون نویسنده آمریکایی
Belief is the death of intelligence. As soon as one believes a doctrine of any sort, or assumes certitude, one stops thinking about that aspect of existence.
Robert Anton Wilson

نظرات مختلف متفكران در رابطه آزادی انسان  و وجود خدا

ولتر، فیلسوف بنام دوران روشنگری زمانی به طنز گفته بود که «اگر خدا وجود نداشته باشد، آدمی باید او را بیآفریند»،
 اما در مورد سارتر موضوع کاملاً برعکس است. به نظر او حتی اگر خدا وجود داشته باشد، باید آن را از میان برداشت، تا امکان آزادی انسان فراهم شود.
سارتر در نمایش‌نامه «شیطان و خدا» می‌نویسد: «برای یافتن نشانه‌ای تمنا و التماس کردم. پیام‌ها به آسمان فرستادم، اما پاسخی نیامد. آسمان حتی نام مرا نمی‌داند. من هر دقیقه از خود می‌پرسیدم که در چشم خدا چه هستم. حال پاسخ را می‌دانم: هیچ. خدا مرا نمی‌بیند، خدا مرا نمی‌شنود،خدا مرا نمی‌شناسد. آیا می‌توانی این خلا را در سر من ببینی؟ خدا این است.»
داستایوفسکی، نویسنده بنام روسی زمانی گفته بود: «اگر خدا وجود نداشته باشد، همه‌چیز مجاز است.» اما سارتر این عبارت را با تغییر مضمون، به گونه‌ای رادیکال‌تر بیان می‌کند: «تنها زمانی که خدا وجود نداشته باشد، انسان آزاد است.»
به نظر سارتر باید خداناباوری را در پیوندی تنگاتنگ با آزادی انسان و مسئولیت او فهمید و از تمامی پیامدهای آن استقبال کرد. به نظر سارتر اگر انسان بر اساس برنامه ومشیت الهی آفریده شده باشد «آزادی مطلق یا کامل» آدمی از دست رفته است.

سخن بزرگان

انتقاد از یک شخص به خاطر نژاد وی کاری به وضوح غیرعقلانی و مضحک است. اما انتقاد از دین افراد یک حق است. این کار از ارکان آزادی ست.
آزادی در نقد عقاید و اندیشه ها، آن هم هر اندیشه ای (حتی اگر اعتقاد به آن ها صادقانه باشد) یکی از آزادی های بنیادین جامعه محسوب می شود.
قانونی که سعی دارد بگوید شما حق نقد و تمسخر عقاید را تا آنجا که مذهبی نباشند دارید، در واقع قانون بسیار عجیب و غریبی است.
 روآن اتکینسون

افزایش فشار بر علی پژگل و انتقال تنبیهی او در زندان اردبیل

 

 

علی پژگل، زندانی سیاسی اهل سنت محبوس در زندان اردبیل که هشتمین سال حبس در تبعید خود را سپری می‌کند، روز دوشنبه ۲۷ فروردین ۹۷ به دستور رئیس زندان، همراه با اعمال زور و بدون در نظر گرفتن اصل تفکیک جرائم، از بند سیاسی این زندان بصورت تنبیهی به بند یک این زندان منتقل شد.

به خواندن ادامه دهید →