ماجرای بنی قریظه و قتل عام یهودیان به دست حضرت علی از تاریخ طبری

پس خدای عزوجل پیغمبر را فرمود که منشین تا از غزات بنی قریظه و آن جهودان نپردازی. پس دیگر روز پیغمبر علیه سلام بیرون رفت و نماز دیگر. چون به در حصار رسید و پیغمبر را بدیدند، در ببستند.  پیغمبر گفت ای کپیان و ای ای خوکان، چگونه دیدید حکم خدای؟ گفتند یا محمد، تو هرگز چنین نگفتی، امروز چرا می‌گویی؟  پیامبر گفت: خدای عزوجل چنین کرد. و بیست روز بر در حصار بماند.  پس جهودان را مهتری بود نامش کعب بن اسد،  جهودان را گفت: ای مردمان،  از سه کار یکی بکنید یا فرود شوید و به محمد بگروید و جان و خواسته و فرزندان برهانید.

به خواندن ادامه دهید

بخش دوم – سعد بن معاذ کیست؟

این نوشتار برخی از نوشتار  ماجرای بنی قریظه واقعا چه اتفاقی افتاد؟  است.

به خواندن ادامه دهید

حمله به بنی قریظه

بعد نوبت بنی قریظه فرا رسید، مدت کوتاهی بعد از اینکه جنگ خندق به پایان رسید، محمد ادعا کرد که جبرئیل فرشته  او را ملاقات کرده است و در ملاقات «به او گفته است که باید شمشیرش را از غلاف در آورد و به سمت قبیله فتنه جوی بنی قریظه ره سپارد و با آنها قتال کند. جبرئیل همچنین اشاره کرد که خود او به همراه صفوفی چند از فرشتگان دیگر جلوتر به سمت آنها خواهند رفت تا استحکامات آنها را (قلعه و حصارشان را) بلرزانند و بر قلوبشان ترس و بیم بیافکنند.»

 صحیح بخاری جلد 5 کتاب 59 شماره 443

به خواندن ادامه دهید

حمله به بنی نضیر

در ادامه، نوبت بنی نضیر که یکی دیگر از قبایل یهودی ساکن مدینه بود فرا رسید، کعب بن اشرف رئیس قبیله بنی نضیر بعد از دیدن سر انجام قبیله بنی قینقاع که پیامبر بدون هیچ بهانه ای آنها را نابود کرد، به فکر امنیت مردمش افتاد، زیرا دریافت که محمد برای قلع و قمع کردن یهودیان از هیچ چیز فروگذار نیست. اینکه پیامبر شخصی ظالم و بی رحم، بی وجدان و بی قاعده بود برای وی آشکار گشته بود، او دریافت که محمد میتواند بدون کمترین ناراحتی و کدورت خاطری مردمان بیگناهی را بکشد. کعب میدانست که باید برای حفاظت از مردمش کاری بکند. این بود که به رفت و آمد به مکه پرداخت و از مکّیان برای حفاظت از مردمش  درصورتی که محمد تصمیم بر حمله به آنها بگیرد کمک بگیرد.

به خواندن ادامه دهید

حمله به بنی قینقاع

در مدینه سه قبیله یهودی زندگی میکردند، بنی قینقاع، بنی نضیر و بنی قریظه. همه این قبایل با سایر قبایل عرب مدینه پیمان همبستگی داشتند و هرگاه که زد و خوردی بین هم پیمانان عربشان و سایر قبایل یهودی انجام میگرفت، آنها طرف دوستان عرب خود را میگرفتند. این خود اثبات میکند که در مدینه پیش از اسلام درگیری های دینی وجود نداشت، و تمام نابردباری های دینی (برخوردهای خصمانه مبتنی بر اختلافات دینی) توسط پیامبر به مدینه آورده شد.

به خواندن ادامه دهید

در ماجرای بنی قریظه واقعا چه اتفاقی افتاد؟

ماجرای بنی قریظه یکی از تاریک ترین فصلهای تاریخ اولیه اسلامی و همچنین یکی از پیچیده ترین فصلها است. بنی قریظه نام یکی از قبایل یهودی مدینه بوده است که تمام مردان آن توسط پیامبر اسلام محکوم به مرگ میشوند و قتل عام میشوند.

به خواندن ادامه دهید

وجود نداشتن آخرت و خدا غیر عادلانه است!

شرح سفسطه:

شما نگاه بکنید، مگر میشود آخرتی وجود نداشته باشد، یک شخصی مثل هیتلر و یا خمینی در این دنیا باعث کشته شدن هزاران نفر میشود و جنایات بسیار میکند و اگر آخرتی وجود نداشته باشد این شخص با آن انسانهای پاک و بیگناهی که به بشریت خدمت کرده و میکنند برابر میشود، این کاملا غیر عادلانه است! پس آخرتی باید وجود داشته باشد.

به خواندن ادامه دهید

توسل به نتیجه باور

این مغلطه همچنین با نامهای Argumentum ad Consequentiam, Appeal to Consequences شناخته میشود و ارتباط نزدیکی با مغلطه «خواسته اندیشی» دارد.

به خواندن ادامه دهید

دگرانديشی وسرکوب اسلامی

سردمداران جمهوری اسلامی، قبل ازسوارشدن براريکه ی قدرت، سرکوب دگرانديشان را درسرلوحه ی برنامه های خود قراردادند. دربلوايی که به سقوط شاه منجرشد، لشکرهميشه درصحنه ی حزب الله، به ضرب چماق، از ارائه ی هرنوع شعارغيردينی و ورود پوستر، پرچم، جزوه واعلاميه های دگرانديشان به صفوف تظاهرکنندگان به شدت ممانعت به عمل آورد. گرايش به انحصارطلبی ازهمان ابتدا درسرود معروف حزب الله موج می زد: «خدا يکی، رهبريکی، ايمان يکی، ايران يکی!» اين شعار زنگ خطری بود برای سرکوب دگرانديشان در فردای استقرارحکومت اسلامی.

به خواندن ادامه دهید

رد برهان نظم

اين برهان يكي از مهمترين و آشناترين برهانهاست، و در كنار برهان عليت، دو ركن مهم از باور استدلالي به خدا را تشكيل مي دهند. با آنكه در كلام اسلامي به آن توجه چنداني نمي شود و بيشتر به مسيحيت تعلق دارد، مفسرين بسياري از آيات قرآن را بيان كننده ي اين برهان مي دانند. برهان ساده ست، و براي همين عموميت زيادي دارد :

به خواندن ادامه دهید