خرد یا ایمان,علم یا وحی؟

 

کوشش خستگی ناپذیر چند صد ساله اروپا برای سازش بین خرد و ایمان و به عبارتی بین علم و وحی به جایی نرسید و در نهایت با پشت سر گذاشتن دوران روشنگری ، وحی به نفع خرد و علم عقب نشینی کرد. بدین ترتیب با جریان سکولاریزم رسما دو حوزه از یکدیگر جدا شد و حوزه عمومی و تنظیم امور انسانی به دست خرد سپرده شد.
با رشد و توسعه علم و تسلط خرد در حوزه شناخت – که بر اساس عنصر شک و تردید به میراث فکری ، فرهنگی – تاریخی خود بود- به کارگیری روش نقد تاریخی در حوزه دین نیز گسترش یافت.به این معنا که برای بررسی علمی پدیده های اجتماعی و تاریخی ، هیچ حوزه ای برای علم مقدس و ابدی فرض نشد. بررسی و نگاهی علمی همراه با نقد تاریخی، نه تنها به فلسفه و تاریخ دین که به تحلیل محتوای متون الهی نیز تسری یافت.

سخن بزرگان

با دلیری در وجود خدا شک کنید،اگر(بر فرض محال) وجود داشته باشد،شجاعتِ منطق را بیشتر از کوریِ ترس میپذیرد
تامس جفرسون

سخن بزرگان

دين فرزند ترس و اميد است که به نادان از اسرار نامعلوم خبر مى دهد.
«آمبروس بيرس«

سخن بزرگان

گالیله: به خلاف تصور همه‌گان، جهان با عظمت با همه صورت‌های فلکی‌اش به دور زمین ناچیز ما نمی‌گردد.
ساگردو: پس یعنی همه این‌ها فقط ستاره است؟ پس خدا کجاست؟
گالیله: مقصودت چیست؟
ساگردو: خدا! خدا کجاست؟
گالیله: آن بالا نیست. همان‌طور که اگر موجوداتی در آن بالا باشند و بخواهند خدا را در اینجا پیدا کنند، در زمین گیرش نمی‌آورند.
ساگردو: پس خدا کجاست؟
گالیله: من که در الهیات کار نکرده‌ام. من ریاضی‌دانم.
ساگردو: قبل از هر چیز تو آدمی. و من از تو می‌پرسم که در دستگاه دنیایی تو، خدا کجاست؟
گالیله: یا در ما یا هیچ جا…
زندگی گالیله
برتولت برشت

سخن بزرگان

یقینا ذهن نیازمند تغذیه، یعنی مصالح از بیرون است.‌ اما همه‌ی آن‌چه ما می‌خوریم بی‌درنگ وارد اندامگان نمی‌شود، بلکه این تنها پس از هضم رخ می‌دهد، که به موجب آن نیز تنها بخش کوچکی از غذا واقعا جذب می‌شود، و مابقی از دستگاه گوارش عبور می‌کند، طوری که خوردنِ بیش از توانِ هضم بی‌فایده و حتی زیان‌آور است. در مورد آن‌چه می‌خوانیم نیز همین‌طور است؛ مطالعه تنها تا جایی که مصالحِ تفکر را در اختیار ما بگذارد بینش وشناخت به معنای صحیح را افزایش می‌دهد.
جهان همچون اراده و تصور
شوپنهاور

چطور انسانهایی که به اخلاق، باور دارند دست به شرارت می‌زنند؟  

 

 هیتلر مشروبات الکلی مصرف نمیکرد و سیگار نمی‌کشید و عاشق موسیقی و نقاشی بود. از آزار دیدن حیوانات ناراحت می‌شد و برای اولین بار در تاریخ اروپا، قوانین حمایت از حیوانات را وضع کرد. وی حامی محیط زیست و خانواده بود و به زنان احترام میگذاشت. این ویژگی‌ها در کنار کشتارهای وسیع انسان ها، تحت کنترل وی، سردرگم کننده است با این حال، این تضادها در هیتلر خلاصه نمیشود، بی‌رحم‌ترین شکنجه‌ گران هم چه بسا پدرانی دلسوز باشند و از دیدن زخمی در انگشت فرزندشان ناراحت شوند.
پرسش اصلی این است که چطور انسانهایی که باور قوی به ارزشهای اخلاقی دارند و در سایر بخشهای زندگی دل‌رحم هستند می‌توانند دست به اعمال غیراخلاقی بزنند؟

خدایان

آنچه در ذیل می آید ترجمه صفحه 12-7 کتاب خدایان اثر رابرت جی. اینگرسال است. هدف،  آشنایی با این اندیشمند بزرگوار است.

 

تنها عبادت عدالت است
تنها کشیش عشق است
تنها بردگی نادانی است
تنها خوبی خوشبختی است
زمان شاد بودن اکنون است
جای خوشحالی همینجاست
راه خوشحال شدن ، خوشحال کردن دیگران است
درستکارترین خدا ساخته دست شریف ترین انسان است.

اخلاق بدون دین

تفاوت اخلاق،با دین این است که یک عمل اخلاقی به هر انسانی،چه معتقد به دینی باشد،چه معتقد به دینی نباشد ارزش میدهد،ولی برای دین،اخلاقِ بدون دین بی ارزش است، یعنی اعمال اخلاقی اگر دینی نباشد باطل است،در صورتی که ارزش عمل اخلاقی از هرکسی،از هر طبقه ای،از هر جنسی،از هر ملتی و از هر عقیده و دینی که باشد دارای ارزش می باشد.
دین اخلاق را تصرف کرده و مالک انحصاری آن شده است،(و می گوید من هستم که اخلاق هست)،اخلاق را بایستی از اسارت دینی اش آزاد ساخت.ارزش عمل اخلاقی تابع هیچ دین و ایدئولوژی نیست.آزادی اجتماعی ما بدون آزاد ساختن  اخلاق از دین امکان نخواهد داشت،انسان بدون دین میتواند انسان اخلاقی باشد،در خارج از دین اخلاق آزادتر،نیرومندتر و بانشاط تر است،یکی از علل بزرگ عدم پیشرفت اخلاقی یک ملت،همین وابسته بودن اخلاق به دین است،برای اینکه این وابستگی و تابعیت را از بین ببریم،بایستی فقط به «عمل نیک»ارزش بدهیم نه به اعتقاد و ایمان.ارزش دادن به عمل نیک احتیاج به هیچ عقیده دینی ندارد.
ما نعش افکار کهنه و غلطی را به دوش می کشیم و به خود قرن ها قساوت می ورزیم که روزگاری کسان و یا پدران ما به ما گفته اند و درست نبوده است،وظیفه ما نعش کشی افکار و عقاید مرده نیست.
کوچک ترین فکری که مارا به استقلال فکری برانگیزد بر بزرگ ترین فکری که مارا  اسیر و عبد خود بسازد ترجیح دارد.هیچ فکر بزرگی نیست که از ما اسارت و عبودیت بطلبد.
پرفسور فقید، زنده یاد منوچهر جمالی

آیا اسلام و مسلمانان هم به دیگران احترام میگذارند؟

از حق که نگذریم، دعوت به احترام در بیشینه موارد دعوت خوبی است، کسی که شما را به احترام دعوت میکند شما را به کاری نیک و بهتر بودن فرا میخواند، به همین دلیل هرگاه کسی از من میخواهد که به  چیزی توهین نکنم من درخواست او را جدی میگیرم چون دعوت او، دعوت به نیکیست! اما این دعوت یا صادقانه و خیر خواهانه است یا موزیانه و منافقانه و زیاده خواهانه است. حال دعوت مسلمانان به احترام به مقدسات و اسلام از کدام دسته است؟  آیا مسلمانان میگویند «بیایید به یکدیگر و مقدسات یکدیگر احترام بگذاریم؟» یا میگویند «بیایید به مقدسات ما بدون توجه به اینکه ما به شما و مقدسات شما و دیگران احترام میگذارند احترام بگذارید؟». برای پاسخ به این پرسش باید به رفتار خود مسلمانان نگاه کرد، آیا مسلمانان نیز بطور متقابل به مقدسات دیگران و یا باورهای افراد دیگر احترام میگذارند؟

به خواندن ادامه دهید

سخن بزرگان

این نوشتار نوشته ریچارد داوکینز، از دانشمندان بیولوژیست بزرگ و مطرح جهان و پروفسور دانشگاه آکسفورد است. وی این نامه را برای دختر ده ساله اش نوشته است. این نامه به مسائل بسیار حساس و اساسی در مورد دلایل خوب و بد برای باورمند بودن به چیزهای مختلف میپردازد و توصیه ی که تنها باید به چیزهایی باور داشت که برای حقیقی بودن آنها شواهد و مدارک یا دلایل معتبر و صحیح وجود دارند. داوکینز به این واقعیت اشاره ی که بسیاری از افکار تنها از طریق سنت به انسانها تلقین میشوند و در ذهن آنها جای میگیرند. و این در حالی است که مردم آن چیزها را بخاطر حقیقی بود و اعتبارشان نیست که قبول دارند بلکه بخاطر زیستن در آن محیط آغشته به این سنتها است که آنها را از محیط کسب کرده اند.

به خواندن ادامه دهید