آیا باید به دین احترام گذاشت!

معمولن وقتی‌ که دین و مذهب را نقد می‌کنیم، عده‌ای از اسلامیون با خشم می‌گویند که: باید به دین و مذهب‌مان احترام بگذارید و نباید واقعیّت‌های دین و باورهای یک میلیارد نفر را نقد و افشاء کنید! نباید بر دین و مذهب‌مان تعرض و مقدسات‌مان را زیرِ سؤال ببرید.
حقیقت این‌ست که اسلامیون از نقد می‌ترسند. ترس و هراس دارند که قدسیّت دین‌شان از بین برود و مردم به دین‌شان شک کنند. ترس دارند که سؤالاتِ زیادی در اذهان مردم شکل بگیرد. چون آن‌ها می‌دانند که اگر دین و مذهب‌شان نقد شود، عدهٔ زیادی از مسلمانان دین‌شان را ترک خواهند کرد.

به خواندن ادامه دهید

سخن بزرگان

 ترس مغز را فلج می‌کند. پیشرفت از شجاعت بوجود می‌آید.
 ترس باور می‌کند. شجاعت شک و تردید.
ترس زمین می‌افتد و دعا می‌کند‌. شجاعت برمی‌خیزد و فکر می‌کند.
ترس عقب‌نشینی می‌کند. شجاعت به پیش می‌رود.
ترس بربریت است. شجاعت تمدن.
ترس معتقد به سحر و جادو، شیاطین و ارواح است.
ترس دین است. شجاعت علم.
رابرت گرین اینگرسول

علیت، برهانی که خود را نقض می‌کند‼️

◾️برهان علیت ابتدا فرض می‌کند که هر چیزی معلول چیز دیگری است،
 ولی آنگاه با بیان این که خدا همان علت‌العلل یا علت اول است، (از فرض اولیه تخطی می‌کند) پس خود را نقض می‌کند.
هم می‌گوید که علت نامعلولی وجود ندارد، و هم مدعی است که یک علت نامعلول (یعنی خدا) در کار است.
◾️برهان یاد شده این پرسش را بر می‌انگیزد:
و علت خدا چیست؟
 آن که برهان علیت را باور دارد چه بسا در مقام اعتراض بگوید که منظور قائلان به این برهان آن نیست که هر چیزی علتی دارد،
بلکه مرادشان تنها این است که هر چیزی به استثناء خداوند دارای علتی است.
 ◾️ولی این حرف وضع را بهتر نمی‌کند. اگر بناست سلسله علت‌ها و معلول‌ها در جایی به فرجام رسد، چرا باید در خدا متوقف شود؟
مگر خلاف ممکنات است که این سلسله در جایی قبل‌تر،
 با پیدایی خود جهان، پایان پذیرد؟
«نایجل واربرتون| مبنای فلسفه»

سخن بزرگان

پیروی کورکورانه از عقاید و رسم و رسومات گذشتگان این معنی را تداعی نخواهد کرد که آنها زنده‌اند!
بلکه بدان معناست که زنده‌های آن جامعه درواقع مرده‌اند!
 ابن‌خلدون

سخن بزرگان

 در مقایسه با دیگر گونه های انسانیِ پیش از «انسان خردمند»
(Homo sapiens)….توانایی صحبت کردن از خیالات ، منحصر به فردترین ویژگی انسان خردمند است.
نسبتا ساده است که قبول کنیم فقط انسان خردمند است که میتواند راجع به چیزهایی که واقعا وجود ندارند صحبت کند و قبل از صبحانه ، شش چیز غیر ممکن را باور کند،
[اشاره به گفتگوی آلیس و ملکه، در داستان آلیس در سرزمین عجایب که در تایید جرئت خیالپردازی است].
شما هیچوقت نمیتوانید میمونی را متقاعد کنید که در مقابل وعده ی بیشمار موز در بهشت میمون ها پس از مرگ، به شما یک موز بدهد..
اما چرا این مهم است؟
بالاخره قوه ی خیال میتواند به گونه ای خطرناک ، گمراه کننده یا مایه ی حواس پرتی باشد.
بنظر میرسد امکان بقای کسانی که برای یافتن جن و پری یا اسب تک شاخ به جنگل میروند کمتر از کسانی است که به دنبالِ قارچ و گوزن میروند.
اگر به جای نان در آوردن و جنگیدن و عشق بازی ، ساعت ها به درگاه ارواح نگهبانی که وجود ندارند دعا کنیم ، آیا وقت خود را تلف نکرده ایم؟
اما قوه ی خیال نه تنها ما را قادر ساخته است تا چیزهای مختلف را تصور کنیم ،بلکه این توانایی را به ما داده است که این کار را بصورت جمعی انجام دهیم.
یووال هراری

سخن بزرگان

من، حقی برای قضاوت کردن زندگی فردی دیگر ندارم. من باید قضاوت کنم، باید انتخاب کنم، تنها برای خودم. فقط و فقط برای خودم.
 من همیشه معتقد بوده ام، و هنوز هستم، که به هر اتفاق خوب و بدی که سر راهمان قرار می گیرد، می توانیم معنی ببخشیم و روی آن نوعی ارزش بگذاریم.
 زندگی ما دایره وار پیش نمی رود، ما به سمت بالا در حرکتیم. مسیر، یک مارپیچ است؛ ما تا همین الان هم بسیاری از پله ها را بالا آمده ایم.
هرمان هسه
كتاب سيذارتا

سخن بزرگان

اگر عقيده مخالف، شما را عصباني ميكند، نشانه آن است كه شما ناخودآگاه ميدانيد كه دليل مناسبي براي آنچه فكر مـيكنيـد، نداريـد. اگـر كسي مدعي باشد كه دو بعلاوه دو ميشود پنج، يا اين كه ايسلند در خط استوا قرار دارد، شما به جاي عصباني شدن، احساس دلسوزي ميكنيد، مگر آن كه اطلاعات حساب و جغرافي شما آن قدر كم باشد كه اين حر فها در افكار شما تزلزل ايجاد كند. اغلبِ بحثهاي بسيار تند، آنهايي هستند كه طرفين درباره موضوع مورد بحـث دلايـل كـافي ندارند. شكنجه در الاهيات به كار ميرود، نه در رياضيات؛ زيرا رياضيات با علم سر و كار دارد، اما در الاهيات تنها عقيده وجود دارد. بنابراين هنگامي كه پي ميبريد از تفاوت آرا عصباني هستيد، مراقب باشيد؛ احتمالاً با بررسي بيشتر در خواهيد يافت كه براي باورتان دلايل تضمين كنندهاي نداريد.
برتراند راسل

خدا محصول فرافکنیِ آدمی‌

◾️به گفته‌ٔ فویرباخ، طبیعت سرد است و شیون آدمی را نمی‌شنود. طبیعت بی‌احساس‌ست و درد و رنج آدمی را نمی‌بیند. بنابراین آدمی از طبیعت سرخورده و رویگردان می‌شود و به درون روی می‌آورد، جایی که از قهر قدرت‌های بی‌رحم در امان باشد و گوش شنوایی برای ناله‌های خود بیابد.

به خواندن ادامه دهید

نقد برهان اخلاق

بیان ساده و قابل فهم این برهان را می توان به این گونه توضیح داد که :« اخلاق تنها زمانی وجود دارد که ما به ازای متافیزیکی (بهشت و جهنم) وجود داشته باشد و چون اخلاق وجود دارد پس خدا هم وجود دارد.» در واقع بیان می کند که بدون وجود خدا اخلاق
وجود نخواهد داشت.

به خواندن ادامه دهید

 نقد برهان علیت

 
 
 

اگر بخواهیم خلاصه ای از برهان علیت بیاوریم باید این را ذکر کنیم که: « در بین پدیده ها سلسله ای از علل وجود دارد و هر کدام علت وجودی پدیده ای دیگر است، پس باید علت نخستینی وجود داشته باشد که این علت نخستین خداست.»

 

به خواندن ادامه دهید