سخن بزرگان

افسانه خدا

بدین وسیله عقیده ام را بیان می کنم که ایده ی یک خدا یک خرافه ی بنیادی است،
اینکه شواهدی برای وجود هیچ خدا(یان) وجود ندارد،
اینکه شیاطین، اهریمنان، فرشتگان و مقدسان افسانه و استوره هستند،
در اینکه نه زندگی پس از مرگ، نه بهشت و نه جهنمی نیست،
اینکه پاپ یک دایناسور خطرناک متعصب و قرون وسطایی است
و اینکه روح القدس شخصیتی از یک کتاب فکاهی است که لایق خندیدن و تمسخر است.
من خدای مسیحیت را به کشتار متهم می کنم زیرا اجازه داد کشتار و آدم سوزی همگانی (هولوکاست) روی دهد
و من این خدای اسطوره ای را به دلیل تشویق تعصب تندروانه و فرمان به پست شمردن زنان متهم و محکوم می کنم…….

جیمز رندی

سخن بزرگان

ﺩﻳﺪﮔﺎﻩ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﻗﺒﺎﻝ ﺧﺪﺍ ﭼﻨﺎﻥ ﻭﺳﻴﻊ ﻭ ﺍﻧﻌﻄﺎﻑﭘﺬﻳﺮ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﺎﮔﺰﻳﺮ ﻫﺮ ﺟﺎ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﺠﻮﻳﻨﺪ، ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻳﺎﺑﻨﺪ.
ﻣﯽﺷﻨﻮﻳﻢ ﮐﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﻳﻨﺪ «ﺧﺪﺍ ﻏﺎﻳﺖ ﺍﺳﺖ» ، ﻳﺎ «ﺧﺪﺍ ﺳﺮﺷﺖ ﭘﺎﮎ ﻣﺎﺳﺖ»، ﻳﺎ «ﺧﺪﺍ ﻫﻤﺎﻥ ﮐﻴﻬﺎﻥ ﺍﺳﺖ».
ﺍﻟﺒﺘﻪ «ﺧﺪﺍ » ﺭﺍ ﻫﻢ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﻴﻢ ﻣﺜﻞ ﺑﻘﻴﻪ ﯼ ﻭﺍﮊﮔﺎﻥ، ﻫﺮ ﻃﻮﺭ ﺑﺨﻮﺍﻫﻴﻢ ﻣﻌﻨﺎ ﮐﻨﻴﻢ. وقتی
می گوﻳﻴﺪ ﮐﻪ «ﺧﺪﺍ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺍﺳﺖ » ، ﭘﺲ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻳﮏ ﺗﮑﻪ ﺯﻏﺎﻝﺳﻨﮓ ﻫﻢ ﻣﯽ ﻳﺎﺑﻴﺪ.
 ﺍﺳﺘﯿﻮ ﻭﺍﯾﻨﺒﺮﮒ ﻓﯿﺰﯾﮑﺪﺍﻥ ﺑﯿﺨﺪﺍ
ﺑﺮﻧﺪﻩ ﺟﺎﯾﺰﻩ ﻧﻮﺑﻞ

پرسیده اند «آیا آتئیست ها در باورهایشان نقد پذیر هستند»در ادامه گفته بودند «من فکر میکنم اصلا آتئیست نباید وجود داشته باشد»

 

پاسخ
من هم مثل سم هریس فکر ‌میکنم اصلا خداناباور نباید وجود داشته باشد! همانطور که نیاز نیست «جادوگر ناباور» یا «پری دریایی ناباور» یا «اسب تک شاخ ناباور» وجود داشته باشند نیازی نیست خداناباور هم وجود داشته باشد(درک این ایده کمی دشوار است امیدوارم دوستان متوجه اش بشوند)
دوم آنکه علم‌ و مطالب علمی خدا را رد نمیکند قاعدتا ،بلکه دلایل و براهینی که ارائه میشوند «با هدف اثبات وجود خدا» را رد میکنند یا نقد میکنند.
مثلا فردی برای اثبات ادعای خودش یعنی گزاره «خدا وجود دارد»،دلیلی و برهانی را ارائه کرد هم از طرق فلسفی میتوان آن دلایل و براهین را بررسی کرد هم اگر نیاز بود از طریق علمی آن براهین را بررسی و رد و نقد نمود.

سخن بزرگان

مسلمانان و مسیحیان به این باور دارند که پیروان همدیگر شایسته‌ی عذاب ابدی هستند، در حالی که  خداناباوران فهمیده‌اند که هیچ‌کس لایق چنین عذابی نیست.
دیوید  اسمالی

سخن بزرگان

هرچقدر بیشتر در مورد عدم وجود خدا مطمئن می شم زندگی به نظرم زیباتر میاد. دیگه نمیخوام زندگیمو با این خیال که ممکنه خدا وجود داشته باشه تلخ کنم. احتمالا یکی از دلایلی که احساس می کنیم باید خدایی وجود داشته باشه اینه که تقریبا همه ما دوست نداریم بمیریم (در واقع دوست داریم همیشه زنده و سالم باشیم). خوب این هم احتمالا به خاطر اینه که هرچقدر هم زندگی سخت باشه ما داریم ازش لذت می بریم. اما تا بحال به این فکر کردیم که این میل به ابدیت از چی ناشی میشه؟
به نظرم این میل به زندگی ابدی احتمالا ناشی از اینه که ما خودمون رو بیش از حد خاص می دونیم در صورتیکه اینطور نیست.
البته این حرفم به این معنی نیست که زندگی یک انسان بی ارزشه! بلکه کاملا برعکس، این حرف به این معنیه که زندگی یک گل، یک زرافه، یک گرگ هم بسیار با ارزشه. این نگاه بسیار لطیف تر از اونیه احتمالا همه دیندارها از بیخدایان انتظار دارند. اما دوستان دنیای بدون خدا بسیار شیرین تره چون برای هر عمل بظاهر بد طبیعت دلیل زیبایی هست و این تنها خداست که همه چیز رو تیره و تار میکنه. یکی از راه هاش هم همینه که رهبران دینی به ما انسان ها القا کردند که تنها موجودات ارزنده در کیهان ما هستیم و همه چیز برای خوشحالی و رضایت ماست. نظری که من شدیدا باهاش مخالفم اما باز هم متذکر میشم که این به هیچ وجه دلیل برای بی ارزش شمردن زندگی انسان و یا حتی کم شدن ارزشش نیست.
شکاف های ذهن / نوشته پرفسور ریچارد داوکینز

سخن بزرگان

دانشمندان و خدای مهربان ‼️
نگاه کنید که چقدر چیزها هستند که به قصد جان ما آمده اند.
مدار اکثر سیارات بی ثبات است.
شیوه ساخت ستاره ها کاملا غیر بهینه است.
بخش عمده هستی، به سرعت حیات را نابود می کنند.
مردم می گویند بله نیروهای طبیعت برای حیات تنظیم شده اند.
ببخشید ولی شما به پهنه هستی که حیات را در لحظه نابود می کند نگاه کنید، نمی شود گفت که بهشت عدن است.
مدار کهکشان ها در مسیر برخورد به یکدیگر است.
با نزدیک شدن به یک ابرنواختر، لایه اوزون نابود شده و همه ما خواهیم مرد.
ما در مسیر برخورد ناگزیر با کهکشان اندرومدا هستیم.
این مارپیچ زیبا (حرکت کهکشان راه شیری ما) از میان خواهد رفت.
جهان در مسیری یک طرفه در حالی که دمای جهان به سمت صفر میل خواهد کرد، به سمت نابودی کامل به پیش می رود.
تازه این جهان بود، به زمین نگاه کنید.
سونامی ها، آتشفشان ها.
هیچ کدام از اینها شاهدی بر این نیست که یک خالق مهربان وجود دارد.
 نیل دی گرس تایسون، محقق دانشگاه پرینستون

سخن بزرگان

من خداناباور هستم، و این قضیه خداناباور،  یک تفاوت جزیی است.
من فکر می کنم بیشتر علوم محتوای بی خدایی دارد.
کمتر از ۱۰ درصد دانشمندان به خدا باور دارند.
بیش از ۹۰ درصد دانشمندان خداناباور هستند و این را به زندگی روزمره شان منتقل می کنند که برای من معضل روشنفکرانه است.
بحث این نیست که من از چیزهای غیبی خوشم نمی آید بلکه حرف این است که من اینها را قبول ندارم.
و فکر می کنم کسانی که به این چیزها باور دارند، یک پاشنه آشیل بزرگ دارند چرا که هر چیزی بی اساسی را باور می کنند.
هر چیزی را، داستانی هزار ساله را از هر جایی، بدون هیچ مدرکی می پذیرند. این جور آدم ها من را آزار می دهند چون قدرت در اختیار دارند.
وقتی اینها آمادگی این را دارند که یکی از بیست یا سی داستان هزار ساله را باور کنند، به نظرم می آید دیگر به چه چیزهایی باور خواهند داشت که ممکن است بر زندگی من تاثیر بگذارد.
سر هرولد کروتو، برنده نوبل شیمی

سخن بزرگان

البته آنچه درباره اعتقادات دینی من گفته اند دروغ است. دروغی که به طور سیستماتیک تکرار شده است. من به خدایی شخص‌وار اعتقاد ندارم و هرگز منکر این بی اعتقادی‌ام نمی‌شوم بلکه آن را آشکارا بیان می‌کنم. اگر چيزى درون من باشد كه بتوان آن را مذهبى خواند، و سپس آن را ستايش كرد ساختار بيكران جهان است تا آنجا كه علم مان مى تواند از آن را به ما نشان دهد.
– آلبرت اینشتین – نامه به یک بیخدا، ص. ۴۳ (۲۴ – مارس، ۱۹۵۴)
It was, of course, a lie what you read about my religious convictions,a lie which is being systematically repeated. I do not believe in a personal God and I have never denied this but have expressed it clearly. If something is in me which can be called religious then it is the unbounded admiration for the structure of the world so far as our science can reveal it.
– Albert Einstein – Page. 43 – Letter to an atheist (24 March 1954)

آتئیسم

آتئیسم یک تفکر است، یک ذهن باز است، علم است، اگاهی است، شناخت است، نگاه است، واقعیت پنداری است، باوری بر مبنای واقعیات و مستندات علمی…!
یک آتئیست، هیچ موقع تفکر خود را زندانی یک ایدولوژی نمیکند، یک آتئیست شخص ازاد منشی است که همیشه در جستجوی حقیقت، و برای دستیابی به ان تلاش میکند…!
یک آتئیست، انسانیت را در مسیر واقعیت بدست اورده و شناخت او از محیط اطرافش بسیار میباشد و بر مبنای این شناخت، انسانیت و آرامش روانی او دچار هیچ تنشی نمیشود…!
یک آتئیست همیشه برای تغییر اماده است و هرجا که واقعیتی ثابت بشود به راحتی میتواند خود را با زمان و مکان و یک تفکر و اندیشه راستین و علمی وقف دهد، این از قدرت منطق و اگاهی او میباشد…!
آتئیسم یک شناخت است که در سیر تکامل بشری، زمان و برمبنای تجربه های علمی بدست امده است، بدین خاطر با توهم و تخیل در نبرد علمی بسر میبرد و با استدلالهای منطقی، چنین ایدولوژیهایی را درهم میشکند و راهی فراهم میاورد برای فردایی بهتر بر مبنای شناخت، واقعیت، علم و اگاهی…!
تفکر باز و آزاد یک آتئیست به او این اجازه را میدهد که هر لحظه با زمان و علم به پیش برود و از تغییر نگرانی و حراس ندارد…!
آتئیست یک ازاد اندیش و یک دگر اندیش است که نمیتواند زندانی یک ایدولوژی باشد و بماند..!
.آتئیسم نوری است در نبرد مداوم با تاریکی و جهل

آتئیست یا آگنوستیک

atheist از تركيب پيشوند نفي a با كلمه ي theos به معناي خدا ساخته شده است. ريشه ي كلمات يوناني هستند و شكل كنوني آنها لاتين. از theos (خدا) به تنهايي در تركيب theist استفاده مي شود، كه در اين متون با خداباور معادل است، و در برابر نقيض آن، يعني atheist قرار مي گيرد، كه معادل خداناباور در اين سلسله متون است.

agnostic هم از تركيب يوناني-لاتين gnostos به معني شناخت تشكيل شده است، و همانطور كه از ظاهر آن پيداست، به نوعي در برابر شناخت قرار مي گيرد. معمولا آن را به لاادري گر معني مي كنند، به معني «نميدانم گرا».

آتئيست ها كساني هستند كه به وجود خدايان اعتقاد ندارند، و به تبع آن به وجود روح، شيطان، فرشتگان، و انواع چيزهايي كه خود آنها را «خرافه» مي دانند نيز باور ندارند.

به خواندن ادامه دهید