برخی از آیات قرآنی هم علاوه بر تناقض دارای ارزشمندگذاری اخلاقی نوین و جالبی در خود می باشند همانند داستان زیر :
فانتبذت به مکانا قصیا فـأجاءها المخاض إلی جذع النخلۀ قالت یا لیتني مت قبل هذا و کنت نسیا منسیا فناداها من تحتها ألا تحزنی قد جعل ربک تحتک سریا و هزی …فإما ترین من البشر أحدا فقولی إني نذرت للرحمان صوما فلن أکلم الیوم إنسیا. (مریم 26-22)
پس مریم به آن پسر بار برداشت و برای اینکه از سرزنش قوم جاهل بر کنار باشد بمکانی دور خلوت گزید. آنگاه که اورا درد زایمان فرا رسید زیر شاخ درخت خرمایی رفت و از شدت اندوه باخود گفت ای کاش من مرده بودم و از صحنه عالم نامم بکلی فراموش شده بود و مریم در آنحال غم و اندیشه بود که از زیر او ندایی برآمد که غمگین مباش که خدای تو از زیر قدم تو چشمه آبی جاری کرد ای مریم شاخه درخت را حرکت ده تا از آن برای تو رطب تازه فرو ریزد و روزی خود را تناول کنی پس از این رطب میل بکن وازاین چشمه آب بنوش و چشم خود روشن بدار و هرکس از جنس بشر را که ببینی با اشاره به او بگو که من برای خدا روزه نذر کرد ه ام وامروزبا هیچکس سخن نخواهم گفت(روزه پیش از این نخوردن و نیاشامیدن و صحبت نکردن بوده) .
واقعا عجیب به نظر می رسد که فرزندش از زیرش با او صحبت کند که شاخه درخت نخل را تکان دهد و خرما میل کند و آب بیاشامد واگر رهگذری هم دید به او بگوید که من روزه ام. این یکی از ارزشهای نوین اسلام است که در این آیه می بینیم که به مریم دروغ هم یاد می دهد!