نقد برهان علیت

 
 
 

اگر بخواهیم خلاصه ای از برهان علیت بیاوریم باید این را ذکر کنیم که: « در بین پدیده ها سلسله ای از علل وجود دارد و هر کدام علت وجودی پدیده ای دیگر است، پس باید علت نخستینی وجود داشته باشد که این علت نخستین خداست.»

 

 
بسیار خوب است که قبل از نشان دادن تناقضات فاحش این برهان به چندین نکته توجه کنیم. اول اینکه این برهان جز محکم ترین براهین از سوی متکلمان اسلامی و خداپرستان غیر اسلامی شمرده می شود و تقریبا عمومیتی بی حد و مرز برای خداپرستان دارد و همراه با برهان نظم جز شالوده تفکر خداپرستان است و باید خیلی در نقد آن در مباحث تکیه کرد. دومین نکته اینکه این برهان دقیقا یک ریشه تاریخی دارد. زمانیکه مردمان علت باران را خدای باران و علت مردن احشام شان را به یک بت نسبت می دادند دقیقا علت یک واقعه را نمی دانستند و برای آن پدیده ها  علت تراشی می کردند. چون نمی توانستند علل واقعی یک پدیده را توضیح بدهند آنرا به بت ها، آتش، خورشید و ماه، خدایان و در نهایت به موجودی خیالی و فرضی به اسم الله نسبت می دادند. این میراث نادانی به خاطر کارکردی که مذهب و خدا برای حاکمان در آرام کردن مردم داشت به ما رسیده است. اما دیگر کافی است و آنرا باید به تاریخ سپرد.
 
بحث از اینجا می تواند آغاز شود که آیا سلسله علت ها امری جهانشمول است یا می توان پدیده ای را پیدا کرد که بدون علت باشد ؟ توضیح این امر ضروری است که برهان علیت و اینکه هر پدیده ای علتی دارد یک قانون علمی نیست و هیچ اثباتی برای آن ارائه نشده است.
 
چون پذیرفتن پدیده بدون علت برای انسان امری سخت و دشوار می نماید اگر جایی هم نتواند علت چیزی را تشخیص دهد گناه را به ذهن علیل خود نسبت می دهد نه به نبود سلسله علت ها. اما بیایید فرض کنیم تسلسل علت ها درست است و قانونی جهانشمول است پس به این سوال می رسیم که علت، «علت اصلی» (خدا) چیست ؟ اگر خدا علتی داشته باشد که از مقام «انسان ساخته ی» خدایی برکنار می شود و اگر برای خدا علتی نباشد پس به این نتیجه می رسیم برهان علیت جهانشمول و همیشگی نیست و می توان پدیده دیگری نیز پیدا کرد که به علت نیاز نداشته باشد پس به «علت اصلی» نیازی نداریم. در ضمن خدایی که علت داشته باشد به هیچ وجه قابل قبول نیست چون تسلسل را قطع نمی کند.
 
این تناقض فاحش همواره چون لکه سفیدی(!) بر پیشانی برهان علیت می درخشد و می توان این برهان را زیر سوال برد. البته این امر هم ممکن است بدون هیچ دلیل و مدرکی مطرح شود که «خدا ماده نیست که علت نیاز داشته باشد.» صد البته من هم می توانم
بگویم که ماده می تواند بی علت باشد و غیر ماده نمی تواند !
 
نوشته:کارن دیبا
 
 
 

علیت و امکان ناپذیری منطقی یک علت الهی 

آغاز بی علت جهان 

علیت، برهانی که خود را نقض می‌کند 

رد برهان علیت 

شرط‌بندی پاسكال (برهان دفع خطر احتمالی) 

رد برهان ترجیح هستی 

یک دیدگاه برای ” نقد برهان علیت

  1. فقط سرم را می کوبم به دیوار. یک دانشجوی کارشناسی فلسفه(ترم 3 به بالا) پیدا کن این سوالات را ازش بپرس حتما جواب میگیری. من حوصله تایپ ندارم.

    لایک

    • اگر افرادی که فلسفه خوانده اند چون شما باشند(در جای دیگر گفتید فلسفه خواندید) علم فلسفه هیچگاه بوجود نمیآمد٫این مسأله نشان دهنده مطالعه کم و سطح سواد پایین شما است.چون فلسفه و اهل آن از دلیل استفاده می کنند و شما اولین فرد در تاریخ هستید که وقتی استدلال نمیتواند و ادله ندارد میخواهد سر به دیوار بکوبد.در برابر حقیقت میتوان سکوت کرد.
      موفق باشید

      لایک

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s