اما آنچه سبب میشود دیکتاتورها برمسند باقی بمانند ایجاد دوطیف نگاهدارنده در جامعه است
️ اول عده ای که زیردستان مزدور و پاچه خوارانی هستند که خود نیز در حیطه قدرت تفویض شده به اعتیادی مشابه مبتلا اند ودر ازای دریافت مزد از دیکتاتورها زمینه ابقای ایشان را فراهم میکنند خواه با خلاقیت فکری و دادن ایده و نظریه و خواه با استفاده از قدرت و جبر و ترس وتهدید بهرحال این قشر در ازای دریافت پاداشهای مالی و تکیه بر جایگاه اجتماعی که لایق آن نیستند زمینه ابقای دیکتاتور و نهایتا خود را در راس قدرت فراهم میکنند
البته خریدن و تغییر رفتار این عده بسیار آسانتر از گروه دوم است چون این گروه فقط برای منافع خود و اعتیاد به قدرت خود کار میکنند و
درصورت تغییر حاکمیت بشرط تامین نیازهای ایشان میتوان از این گروه بعنوان ستون پنجم و جاسوس
بخوبی استفاده کرد
️گروه دوم که متاسفانه در کشورهای جهان سوم طیف و تعداد وسیعی دارند عوام بیسواد و محروم جامعه اند که بدلیل بیسوادی ،نداشتن مطالعه،و آموزش مناسب و فقر فرهنگی و تحمل محرومیتها به خمیر نرم وقابل شکل پذیری تبدیل شده اند که حاکمان بدون هزینه آنچنان وفقط با ابزار فکری تحمیق و رواج خرافات میتوانند حس همذات پنداری ایشان را با حاکمیت ایجاد کرده و بدون کوچکترین پاداش مالی و شغلی بر دوش ایشان سوار شده و مدتهای طولانی در جهت خواسته های خود سواری بگیرند
این گروه اعتیاد به قدرت ندارند و حتی طعم آنرا نمی شناسند ولی بدلیل محرومیت های فرهنگی و عدم رشدوبلوغ فکری وکاستی های آموزشی توان تشخیص و قوه ادراک و تحلیل ضعیف ، بستر فکری مناسبی برای باورهای غلط مذهبی و خرافه گرایی هستند که حاکمان با ایجاد تشابه بین خود و باورهای غلط مذهبی ایشان خط فکری و سرمشق باورهای ایشان را براحتی کنترل کرده و حتی از ایشان برای سرکوب مخالفان استفاده میکنند
پس میبینیم که بازهم بیسوادی و خرافه گرایی حرف اول را در ابقای دیکتاتور ها میزند
گروه اول برای هر دستی وهرشخصی که لقمه در دهانشان بگذارد دم تکان میدهند و درنهایت یکی از عوامل تضعیف دیکتاتورها ،خیانت و خودفروشی جاسوسی همین گروه اول است
ولی گروه دوم که نتیجه تبعیض های آموزشی فرهنگی و رواج خرافه گرایی مذهبی هستند
برای تغییر نیاز به ایجاد زیرساختهای فراوان و رفع محرومیت و تبعیض های رفاهی دارند
که ممکن است چند نسل طول بکشد
تا به نتیجه برسد