سخن بزرگان

 

تصویری که علم به ما ارائه می‌کند، از بعضی جهات ناخوشایند است. چون چیزی که یاد گرفتیم این‌ست که ما ناچیزتر از آن هستیم که تا به حال تصور می‌کردیم. شما می‌توانید ما انسان‌ها، کهکشان‌ها و هرچیزی را که مشاهده می‌کنیم، از کیهان حذف کنید و همه یکسان خواهند بود. ما به حدی ناچیز هستیم که کوپرنیک هیچ‌وقت تصورش را هم نمی‌کرد.
 
به علاوه چنین نگاهی، آینده را خیلی ناخوشایند می‌کند. پس من دربارهٔ دو درس می‌خواهم صحبت کنم. اول اینکه ما ناچیز هستیم و دوم اینکه آینده ناخوشایند است.
حالا ممکن است فکر کنید این قضیه شما را ناراحت می‌کند، اما من می‌خواهم استدلال کنم که در واقع این باید شما را جسور کند و نوع متفاوتی از تسلی خاطر به شما بدهد. چون اگر دنیا به ما اهمیّت ندهد و ما یک تصادف در گوشه‌ای پرت از این جهان باشیم، این به نوعی ما را باارزش‌تر می‌کند.
معنا در زندگیِ ما، توسط خودِ ما فراهم شده، ما معنیِ خودمان را می‌سازیم. ما اینجا هستیم به خاطر تصادف‌های تکامل و شکل‌گیری سیارات و ما باید از این فرصتِ مختصرِ خود لذت ببریم. ما باید خودمان بیشتر این لحظات مختصر را بسازیم، چون این همهٔ چیزی‌ست که ما داریم و از آنجایی که ما آنقدر کمیابیم که تنها نوع حیات شناخته شده در جهان هستیم، که البته من شک دارم، این می‌تواند ما را به جای ناچیزتر بودن، خاص‌تر کند.
ما موهبتی به نام حس آگاهی داریم که می‌تواند دربارهٔ آغاز جهان سؤال بپرسد و دربارهٔ جهان در بزرگ‌ترین مقیاس‌ها بیاموزد و هرچیزی که معنی انسان بودن را می‌دهد، تجربه کند. موسیقی، هنر، ادبیات و علم. این برای من می‌تواند یک تعالی معنوی باشد، اینکه ما با یک هدفی توسط یک شخصی خلق نشدیم که مراقب ماست، مانند یک عروسک چوبی با نخ‌هایی که همه چیز را تعیین می‌کنند. ما آیندهٔ خود را تعیین می‌کنیم و این آینده ما را با ارزش‌تر می‌کند.
جهانِ بی‌خدایِ ما ارزشمند است
لاورنس کراوس

بیان دیدگاه