پرسیده اند «آیا آتئیست ها در باورهایشان نقد پذیر هستند»در ادامه گفته بودند «من فکر میکنم اصلا آتئیست نباید وجود داشته باشد»

 

پاسخ
من هم مثل سم هریس فکر ‌میکنم اصلا خداناباور نباید وجود داشته باشد! همانطور که نیاز نیست «جادوگر ناباور» یا «پری دریایی ناباور» یا «اسب تک شاخ ناباور» وجود داشته باشند نیازی نیست خداناباور هم وجود داشته باشد(درک این ایده کمی دشوار است امیدوارم دوستان متوجه اش بشوند)
دوم آنکه علم‌ و مطالب علمی خدا را رد نمیکند قاعدتا ،بلکه دلایل و براهینی که ارائه میشوند «با هدف اثبات وجود خدا» را رد میکنند یا نقد میکنند.
مثلا فردی برای اثبات ادعای خودش یعنی گزاره «خدا وجود دارد»،دلیلی و برهانی را ارائه کرد هم از طرق فلسفی میتوان آن دلایل و براهین را بررسی کرد هم اگر نیاز بود از طریق علمی آن براهین را بررسی و رد و نقد نمود.
 
پس علم خدا را رد نمیکند بلکه دلایل مدعیان وجود خدا را بررسی و رد میکند.حتما دوستان فرق این دو رو درک میکنند.
یکی از دلایل عدم باور به وجود خدا ،«رد دلایل، برای اثبات وجود خدا» است. (البته عدم باور به خدا دلایل دیگری هم دارد و برای هر شخص میتواند متفاوت باشد.).خداناباور طی مطالعات بحث ها و تحقیق ها یش دریافته است که «هیچ دلیلی برای وجود خدا وجود ندارد»پس خردگرایی اورا واداشته به وجود خدا بدون دلیل باور نکند و یک ناباور به وجود خدا باقی بماند.در این لحظه خداباوران دلایلی برای وجود خدایشان می آورند و خداناباور آن ها بررسی میکند فلسفی و علمی آنها را رد میکند و در آخر میگوید : « چون دلایل شما برای اثبات ادعای شما مبنی بر وجود خدا ناکامل و ناصحیح بود و من با دلایل علمی و فلسفی دلایل شما را رد کردم پس من ادعای شما یعنی «وجود داشتن خدا» را نمیپذیرم و همچنان ناباور به وجود خدا میمانم.
 آتئیسم را فقط در یک‌چیز میتوان نقد کرد آن هم عدم باور به وجود خداست .هرچند این هم درست نیست زیرا خداناباوری باور نیست که آنرا نقد کنیم. درواقع هیچی نیست، فقط اسمی است که روی ما گذاشته اند،اگر خداناباوری را باور بدانید پس باید از این بعد من را اینطور صدا کنید«خداجادوگراسب تکشاخ پری دریایی و… ناباور !!»
پس خداناباوری باور نیست که قابل نقد باشد.
حال فرض بگیریم خداناباوری یک چیز و یک باور است!
چرا فقط همین یک چیز قابل نقد میباشد؟ چون آتئیسم مکتب و ایدئولوژی یا قانون و‌ کتاب همگانی نیست و برای کسانی که مدعی هستند به خدا باور ندارند. فرد به فرد، اخلاق، روش زندگی، ارزشهای زندگی ،معنویت و … فرق میکند.
 پس آتئیسم دین نیست که اگر آتئیستی معتقد به فاشیسم دیدیم بگوییم این از آموزه های آتئیسم است پس آتئیسم مخرب است!خیر .
هر آتئیست با آتئیست دیگر کاملا فرق میکند .
ما ممکن است آتئیست هایی روح باور داشته باشیم یا آتئیست هایی معتقد به دخالت فرازمینیان یا آتئیست کمونیست یا آتئیست یهودی(سرچ کنید) یا آتئیست فاشیسم یا آتئیست هایی با طرز فکر ها و روش هایی کاملا متفاوت از بقیه وجود داشته باشند.
پس آتئیسم یک دین و مکتب نیست و فقط در «عدم باور به خدا» مشترکند و نه هیچ چیز دیگر.
حال هر آنکس میتواند یک آتئیست را گیر بیاورد و به نقد افکار شخصی او بپردازد اما فراموش نکند ، افکار او، احتمال زیاد کاملا متفاوت از آتئیستی دیگر است و «شخصی و خصوصی است»
هرچند اکثر آتئیست ها علمگرا هم هستند و شاید جهانبینی مشابهی داشته باشند اما از نگر فلسفی فقط در یک‌چیز مشابه اند و اشتراک دارند
آن هم عدم باور به وجود خداست .
یعنی زمانی که «ناباوری به خدا» را نقد میکنیم در واقع همه آتئیست ها را نشانه رفته ایم.
اما باز تکرار میکنم ناباوری به خدا یک باور نیست.همین هم قابل نقد نیست.
ضمن آنکه آتئیسم بزرگ و مفاخر ندارد اما آتئیست ممکن است شخصا برای خود بزرگی و مفاخری داشته باشد.تفاوت آتئیسم و آتئیست را دریابید.
با این توضیح و مثال که داوکینزی که برای برخی بزرگ و عالم دانسته میشود از نظر من ممکن است یک آدم بد باشد و حقیر(فرضا)
پس در این مورد یعنی مفاخر و بزرگان هم اتئیسم اشتراک همگانی ندارد .اما اگر به آمار رجوع کنیم شاید باشند کسانی که تقریبا اغلب آتئیست ها دوستشان داشته باشد.شاااید.
پس آتئیسم اصلا وجود ندارد و هیچی نیست و صرفا اسمی هست که بقیه روی امثال ما گذاشته اند و وقتی هیچ چیز در میان نباشد قابل نقد هم نیست،اما شما میتوانید اخلاق و رفتار هر شخص آتئیست را نقد کنید اما این نقد هیچ ربطی به آتئیسم ندارد.تفاوت آتئیست و آتئیسم را دریابید.
با این توضیحات بالا من شخصا اگر به مفاخر و بزرگانی که دوستشان دارم نقدی شود یا به باورهای سیاسی و فرهنگی ام نقدی شود ،قطعا مطالعه میکنم و بحث میکنم در موردشان در حد توان و اگر حق با نقاد باشد ،میپذیرم .
بقیه آتئیست ها را چون متفاوت از هم هستیم را نمیدانم !
نویسنده: سام آریامنش

بیان دیدگاه