گفته میشود که اسلام دگرگونی فرهنگی بنیادین در شبه جزیرهی عربستان بوجود آورد. اما واقعیت آن است که این دگرگونیها بیش از آنکه فرهنگی یا عقیدتی باشند، سیاسی و ساختاری هستند.
شباهت دین اسلام به دینی که قریش بسیار بیشتر از آنچیزی که توسط مسلمانان ادعا میشود. عربستان پیش از اسلام به هیچوجه در دوره جاهلی خود به سر نمیبرد، حداقل جاهلتر از دورهی بعد از اسلامی نبودند. این ادعا را با چند فاکت ساده میتوان به اثبات رساند.
به دروغ ادعا میشود که قریش بتپرست بود. این ادعا صحت ندارد. آنها به همان جدیت مسلمانان امروزی الله را میپرستیدند و مانند محمد، خود را از نوادگان اسماعیل میدانستند و معتقد بودند که کعبه را اسماعیل به دستور ابراهیم ساخته است.
بتها در واقع شمایل فرشتگان یا دختران خدا بودند. همانطور که از قریش نام برده میشوند آنها مشرک نامیده میشدند و نه بتپرست. اختلاف نظر محمد با قریش بر سر این بود که خدا شریکی ندارد که در کارهایش او را کمک کنند. اما محمد خود به فرشتگان و اجنه اعتقاد داشت. اما او برخلاف قریش قویاً معتقد بود که این فرشتگان مرد هستنند و نه زن زیرا کاملاً ناعادلانه است که سهم خدا دختران باشد و سهم انسانها پسران:
پس از مشركان جويا شو آيا پروردگارت را دختران و آنان را پسران است (صافات:۱۴۹) يا فرشتگان را مادينه آفريديم و آنان شاهد بودند (صافات۱۵۰)
آيا [خدا] دختران را بر پسران برگزيده است. (صافات:۱۵۳)
آيا [پنداشتيد كه] پروردگارتان شما را به [داشتن] پسران اختصاص داده و خود از فرشتگان دخترانى برگرفته استحقا كه شما سخنى بس بزرگ میگوئيد. (اسرا:۴۰)
همچنین محمد تقریباً تمامی مراسم حج را از این به اصطلاح مشرکین تقلید کرد. مسلمانان امروزی که تصور میکنند دینشان کاملاً از بتپرستی و شرک قبل از اسلام به دور است، همان مراسم آنان را تکرار میکنند. حجر الاسود را به عنوان سنگی مقدس میبوسند و برای خدا خانهای مانند کعبه قائل شدهاند. چه فرقی بین پرستش یک سنگ با بت وجود دارد؟ چه فرقی بین بت و کعبه وجود دارد؟ آنها مشخصاً نمیتوانند به این سؤالات پاسخ دهند. ممکن است ادعا شود که فرشتگان با دختران خدا (لات، منات و عزا) متفاوتاند. اما واقعاً تفاوتی وجود ندارد. قریش مطمئناً معتقد نبود که خدا با زنی ازدواج کرده و در اثر رابطه جنسی این دختران به دنیا آمدهاند. چه فرقی بین زایش و آُفرینش هست؟ در واقع، قریش مشرک خوانده میشود فقط به این خاطر که جهان آسمانی را با زنانگی (زایش و فرشته دختر) نمادپردازی کرده است.
هنگامی که قریش از محمد خواست که مصالحه کند و سه دختر خدا را هم به عنوان کسانی که میتوان نزدشان برای خدا شفاعت کرد، ابتدا میپذیرد اما بعداً پشیمان شده و از طرف خدا اعلام میکند که هیچکس را نمیرسد که نزد خدا شفاعت کند.
آيا به جاى او خدايانى را بپرستم كه اگر [خداى] رحمان بخواهد به من گزندى برساند نه شفاعتشان به حالم سود میدهد و نه میتوانند مرا برهانند (یس:۲۳)
این آیه و بسیاری از آیات دیگر نشان میدهد که بتها و خصوصاً سه دختر خدا پرستیده نمیشدند بلکه نزد آنها شفاعت میشد درست به همان شکلی که شیعیان امروزی نزد امامانشان شفاعت میکنند.
به لحاظ عقیدتی (البته نه سیاسی و ساختاری) دین محمد تغییرات بنیادینی به جز تغییر جنسیت فرشتگان و شکستن چند تا مجسمه انجام نداد. قبول اینها برای یک شیعه سخت است اما قریش همانقدر مشرک و بتپرست بود که شیعیان امروزی هستند.
امین قضایی